شنبه

آقای مصطفی هجری در مصاحبه با تلویزیون "TISHK":


آقای مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران طی روزهای اخیر با تلویزیون "تیشک" در مورد مسائل جاری منطقه، ایران و کردستان مصاحبه داشتند. به دلیل اهمیت موضوعات مطروحه در این مصاحبه و نیز اهمیت اطلاع از دیدگاه حزب دمکرات کردستان در مورد مسائل حساس منطقه، ایران و کردستان از زبان دبیرکل این
حزب، روزنامه‎ی "کوردستان" لازم دانست تا طی گزارش ذیل، این مصاحبه را تحت پوشش قرار دهد و به نظر خوانندگان گرامی برساند.


آقای هجری در پاسخ به سوالی در مورد تظاهرات 13 آبان و تفاوت آن با تظاهرات مشابه گذشته اظهار داشتند: "در رابطه با مسئله‌ی تسخیر سفارت آمریکا در سی سال پیش، حزب دمکرات کردستان ایران در فضای سیاسی آن‌موقع، این عمل رژیم جمهوری اسلامی را محکوم کرد و اعلام کرد که این کار برخلاف اصول و پرنسیپ‌های بین‌المللی است. الان بعد از سی سال، بیشتر کسانی که حتی در تسخیر سفارت آمریکا دخالت و حضور داشتند، به این نتیجه رسیده‌اند که این کار برعلیه منافع ملی ایران و در خلاف جهت ایجاد روابط یا استحکام روابط بین‌المللی است و از همان روزها ارتباط آمریکا با ایران قطع شده است". آقای هجری در ادامه‎ی جواب همین سؤال، به موضوع تظاهرات و راهپیمایی‎های بعد از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره‎ی ریاست جمهوری در ایران می‎پردازد و با اشاره به اینکه شعارهای تظاهرکنندگان در روزهای نخستین این حرکتهای اخیر بسیار ساده و سطحی بوده‎اند، گفتند: "آن موقع ما اعلام کردیم که این شعارها به نفع مردم ایران و در جهت رهایی از چنگال جمهوری اسلامی ایران نیست، زیرا تقلب در انتخابات از آغاز بنیان‌گذاری جمهوری اسلامی ایران جزو سیاست‌های این رژیم بوده و در طی 9 دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، این تقلبات همچنان اعمال می‌شده و اگر به فرض اینکه به جای احمدی‌نژاد، موسوی از صندوق‌های رأی سر بیرون می‌آورد، بازهم مردم ایران چیزی به دست نمی‌آوردند. خوشبختانه می‌بینیم که در ادامه‌ی این راهپیمایی‌ها، در روزهایی که جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که مردم را به نفع خودش به خیابان‌ها بکشاند، در روز قدس، شعارها و خواست‌ها تغییر پیدا کرد، یک مقدار بیشتر رادیکالیزه شد، شعارهای "مرگ بر ولی فقیه"، "خواست آزادی و دمکراسی" بیشتر در میان تظاهرکنندگان به گوش می‌رسید و مسئله‌ی دفاع از موسوی و کروبی به نسبت مقایسه با تظاهرات پیشین افت زیاد کرده بود. بعد از آن در تظاهرات 13 آبان می‌بینیم که اصولاً برنامه‌ و شعار تظاهرات به کلی تغییر پیدا کرده است. اگر قبلاً شعارها در راستای پشتیبانی از جمهوری اسلامی ایران و تنها در رابطه با مسائل ساده و ابتدایی بود که به آن اشاره کردم، در این تظاهرات اصولاً شعارهایی ساختارشکنانه و شعارهایی که در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی و بنیان‌گذاری سیاست نوین در رابطه با مسائل بین‌المللی، از طرف تظاهرکنندگان به میان آمد". ایشان در ادامه‎ی پاسخ خویش، روند اعتراضات کنونی در ایران را چنین تحلیل می‎کنند: "شرکت‌کنندگان در تظاهرات به طورکلی به این نتیجه رسیده‌اند که رهایی از چنگال این رژیم و این همه ستم و ظلمی که بر مردم روا داشته می‌شود، سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و بنیان‌گذاری حکومتی است که در آن دین از حکومت جدا باشد و این یعنی به‌طورکلی از بین بردن جمهوری اسلامی ایران". آقای هجری در پاسخ به این پرسش که: "به نظر شما نقاط ضعف حرکتی که در روز 13 آبان مشاهده کردیم، در حال حاضر شما چه نقاط‌ ضعفی در این جنبش و در این حرکت می‌بینید؟"، با اشاره به دو ضعف سردادن شعارهایی، هر چند کمتر، در حمایت از موسوی و کروبی و نیز پراکندگی تظاهرکنندگان در مقایسه با حرکتهای قبلی، به قابل توجه بودن اهمیت تظاهرات 13 آبان اشاره کردند و اظهار نمودند: "تظاهرات و شعارهای تظاهرکنندگان اپوزیسیون تمام اخبار تظاهرات را تحت‌الشعاع قرار داده بود و کمتر سخنی از تظاهرات طرفداران جمهوری اسلامی ایران به میان می‌آمد". آقای هجری در جواب پرسشی در رابطه با گسترش جغرافیایی تظاهرات در 13 آبان در مقایسه با حرکتهای قبلی، ضمن پرداختن به تجربیات تظاهرات دوران سرنگونی رژیم پادشاهی در ایران و همچنین تظاهراتهای مشابه در کشورهای همجوار و توضیح این امر که "ما شاهد آن بوده‌ایم در این مدت]جریان تظاهرات[، اصولاً در کلان‌شهرها آغاز می‌شود و نطفه می‌گیرد و گام به گام توسعه پیدا می‌کند و اگر شعارها و خواست‌ها در راستای تأمین منافع و خواست‌های اقشار مختلف جامعه باشد، آنها را به تظاهرات و راهپیمایی وصل می‌کند و به تدریج دامنه‌اش به شهرهای بزرگتر می‌رسد، یعنی هر قدر شهرها بزرگتر و جمعیت آنها بیشتر باشد، امکان برگزاری این تظاهرات و نشان‌دادن عکس‌العمل مردم در مقابل رژیم‌های سرکوبگر بیشتر هست و در مرحله‌ی آخر این تظاهرات به شهرهای کوچک انتقال داده می‌شود و به شکل سراسری در می‌آید"، می‎افزایند: "امید این می‌رود که در آینده هم مردم کلان‌شهرهای دیگر ایران به تظاهرات و به عکس‌العمل در مقابل جمهوری اسلامی ایران بپردازند و گام به گام این تظاهرات و عکس‌العمل‌ها به شهرهای کوچکتر هم برسد."


در پاسخ پرسشی در مورد آینده‎ی حرکتها و تظاهرات کنونی در ایران، آقای هجری با به میان کشیدن این احتمال که حرکتی که آغاز شده است "در اثر سرکوب‌های شدید و شدیدتر از آنچه که تاکنون دیدیم، به طور موقت افت بکند، ولی برگشت‌ناپذیر است"، به گذر مردم از اصلاح‎طلبی و شکل‎گرفتن هر چه بیشتر خواست سرنگونی رژیم در میان مردم اشاره کرده و گفتند: "من فکر می‎کنم که در تظاهرات‎های آینده گامهای بیشتر هم به پیش برداشته خواهد شد و این مسیر را مردم طی خواهند کرد تا زمانی‎ که جمهوری اسلامی ایران را سرنگون بکنند و حکومتی را که خواست خود آنان است بنیانگذاری کنند."


آقای هجری در پاسخ به این پرسش که: "جمع‎بندی یا برداشت کلی شما راجع به این روندی که الان در ایران جریان دارد چیست؟"، اظهار داشت: "مردم از اصلاح‎طلبی ناامید شده‎اند و این به نظر من یکی از نقاط قوت این حرکت هست، تردیدها دیگر زایل شده است و مردم راه خودشان را به درستی تشخیص داده‎‎اند و حرکت می‎کنند. رهبری حرکت اگر در آغاز در دست مهره‎های رژیم جمهوری اسلامی ایران بود و آنان هدایت و برنامه‎ریزی تظاهرات را در اختیار داشتند، می‎بینیم که در تظاهرات 13 آبان این رهبری بیشتر در دست خود تظاهرات‎کنندگان و آزادیخواهان هست و به همین جهت هست که شعارهای رادیکال در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی و تغییر کلی به میان آورده می‎شود و نقطه‎ی آخر که میشه به آن اشاره کرد این است که، به تدریج که شعارها رادیکالیزه می‎شوند و در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران قرار می‎گیرند، پیوستن مردم به صف تظاهرکنندگان بیشتر می‎شود و این مطمئناً گام به گام به پیش خواهد رفت."


مصاحبه‎گر با اشاره به عدم شرکت مردم مناطق ملیتهای تحت ستم د رتظاهرات‎های اخیر و تشدید سرکوب برای نمونه اعدام احسان فتاحیان و تسلیح عشایر در استانهای ملیتهای تحت ستم، دلایل این امر را جویا می‎شود که چرا با وجود این عدم شرکت، سرکوب در این مناطق شدیدتر و گسترده‎تر است. آقای هجری در پاسخ به این سؤال، با مطرح ساختن دو دلیل عمده، از جمله هراس رژیم جمهوری اسلامی از پیوستن مردم ملیتهای تحت ستم به تظاهرات در صورت دربر گرفتن خواستهای آنها و نیز دید امنیتی همیشگی رژیم نسبت به این مناطق، به ویژه کردستان، گفتند: "همیشه ]رژیم[ متوحش بوده از مردم مبارز کردستان و بقیه‎ی ملیتهای ایرانی که مبادا تظاهرات و عکس‎العمل آنها در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی بتواند یاری برساند به مخالفت‎هایی که در تهران آغاز می‎شود، در همین راستا می‎بینیم که حرکتهای بسیار کوچک ملیتهای ایرانی در نقاط مرزی، ازجمله بلوچستان، در اهواز، در کردستان و در ترکمنستان با اتهامات بسیار سنگین به شرکت‎کنندگان در تظاهرات یا در ابراز مخالفت‎ها وارد شده و آنها را به زندانهای درازمدت و اعدام محکوم کرده‎اند و این روش از آغاز در جمهوری اسلامی ایران وجود داشته و گام به گام که عکس‎العمل مردم در تهران بیشتر می‎شود وحشت بیشتری سراپای جمهوری اسلامی ایران را فرا می‎گیرد و به منظور جلوگیری از مردم شهرهای مرزی و ملیتهای ایرانی که داغدارتر از مردم تهران هم هستند به علت ستم‎های ملی‎ای که بر همه آنها وارد شده است و به منظور جلوگیری، این ارعاب و وحشت را ایجاد می‎کند". در ادامه‎ی همین پاسخ، آقای هجری می‎افزایند: " به همین جهت بایستی منتظر این باشیم پا به پای اینکه تظاهرات در تهران و شهرهای بزرگ اوج می‎گیرد، شدت سرکوب و خفقان در شهرهای مرزی و در مناطق ملی شدیدتر بشود، هرچند جای گمان نیست که این سرکوبها هم نخواهند توانست مردم را از ابراز نارضایتی علیه جمهوری اسلامی منع بکنند، همچنان که تا به حال دیده‎ایم".


در پرسش بعدی، دو موضوع فاصله و اختلاف میان نیروهای سرکوبگر مختلف رژیم و نیز روحانیت شیعه در ایران با آقای هجری مطرح می‎شود که ایشان در پاسخ با توضیح دلیل بی‎اعتمادی رژیم به نیروهای ارتش و قایل شدن تبعیض از سوی رژیم به نفع سپاه پاسداران و به ضرر ارتش رژیم، اظهار می‎دارند: "طبیعی است که در میان ارتشی‎ها نارضایتی بسیار شدیدی از رژیم جمهوری اسلامی وجود داشته باشد به علت تبعیضات آشکار که بین سپاه پاسداران و ارتش قایل شده است، ولی اگر بحث از خود سپاه پاسداران بکنیم، که نیروی اصلی سرکوب و پشتیبان جمهوری اسلامی هست، بسیار طبیعی می‎نماید اگر فکر کنیم که در این نیرو به ویژه در سطح پایین و بدنه‎ی این نیرو، مخالفت‎ها و نارضایتی‎ها به نسبت جمهوری اسلامی ایران و به ویژه به نسبت سرکوبی که به عهده این نیرو گذاشته شده است، وجود داشته باشد، زیرا این نیرو در مقابل مردم قرار دارد، مردمی که ساده‎ترین خواسته‎های خودشان را فریاد می‎زنند و این مردم کسانی نیستند بجز افراد خانواده‎ی آنها، بجز برادران و خواهران آنها، بنابراین به شکل طبیعی می‎شه گفت این بدنه بایستی ناراضی باشد". در ادامه‎ی همین اظهارات می‎افزایند: "این احتمال را می‎دهم که اگر سرکوب همچنان ادامه پیدا بکند، بالاخره در بین این نیروها و در سطح فرماندهان ـ اگر در سطح بالا هم نباشد ـ در سطح فرماندهان پایین‎تر نارضایتی و نافرمانی پیدا خواهد شد، چون همچنانکه عرض کردم آنها مأمور سرکوب مردم هستند".


در مورد علمای شیعه، آقای هجری با جداگانه توصیف نمودن این قضیه و ذکر این امر که موضوع "علاوه بر اینکه سیاسی است، مذهبی هم هست"، به اعتراض اکثریت علمای مرجع به ویژه علمای قم به رفتار ولی‎فقیه در اعلام پشتیبانی یک‎طرفه از احمدی‎نژاد و سرکوب مردم به شکل وحشیانه اشاره نمودند و افزودند: "نارضایتی علمای شیعه در دو جهت است، یکی در جهت مذهبی که اینها فکر می‎کنند که این نوع سرکوب و این رفتاری که جمهوری اسلامی در پیش گرفته، بیش از پیش جمهوری اسلامی را از نظر افکار عمومی بی‎اعتبار می‎‎سازد و مردم را به نسبت این سیستم متنفر می‎کند در نتیجه، اینها به خاطر حفظ اسلام، اسلامی که خودشان به آن معتقد هستند، مخالف این وضعیت هستند، از نظر سیاسی هم فکر می‎کنند که ادامه‎ی این روش منجر به عکس‎العمل شدید مردم خواهد شد و باعث سرنگونی جمهوری اسلامی، چون می‎دانیم که همه اینها چه علمایی که راضی هستند و چه آنهایی که ناراضی هستند، در حفظ جمهوری اسلامی یکدست هستند و حتی شخصیتی مثل آیت‎الله منتظری که از زمان خمینی مخالفتش را آغاز کرده و در ماههای اخیر چندین بار اعلام مخالفت کرده است با رژیم جمهوری اسلامی و شیوه‎ی عملکرد آن، ولی باز هم مسئله جمهوری اسلامی و حفظ آن برای ایشان مهم هست".


بحران‎آفرینی جمهوری اسلامی در سطح منطقه، از جمله حمایت از شورشیان شیعه یمن و تقابل رژیم با عربستان سعودی و نیز افشاگری دولت آلمان در مورد تهدید اپوزیسیون ایرانی در آلمان توسط سفارتخانه‎ی ایران در آن کشور، محتوای اصلی پرسش بعدی مصاحبه‎گر "تیشک" با آقای هجری بودند. آقای هجری در پاسخ به پرسش اخیرالذکر، با اشاره به سابقه‎ی جمهوری اسلامی در دخالت در امور کشورهای دیگر و به‎ویژه کشورهای منطقه به درازای طول عمر این رژیم و نیز عملکرد سفارتخانه‎های جمهوری اسلامی به عنوان مراکز ارشاد، تسلیح و اطلاع‎رسانی به تروریستها و ترور نیروهای اپوزیسیون که دادگاه میکونوس، نمونه‎ی بارزی جهت اثبات آن است، گفتند: "ببینید اگر بگوییم چرا این کار را می‎کند در حالیکه در داخل با نارضایتی شدید مردم و بحران‎های گوناگون اقتصادی و اجتماعی روبرو هست، شاید یکی از دلایلش این باشد که اصولاً صدور انقلاب جزو ماهیت این جمهوری اسلامیست، این را وظیفه‎ی خودش میداند، اگر در داخل ایران مردم از جمهوری اسلامی بیزار هستند، برای جمهوری اسلامی ایران مهم است که به نام دفاع از حقوق پایمال‎شده‎ی مردم فلسطین، آنان را بسیج بکند که برای جمهوری اسلامی ایران شعار بدهند یا مردم ناراضی بقیه‎ی مناطق کشورهای منطقه‎ی خلیج فارس که از حکومتهای خودشان ناراضی هستند طرفداری بکنند از جمهوری اسلامی ایران و این روش به نظر من همزمان با تشنج‎آفرینی در سطح بین‎المللی، در منطقه هم ادامه پیدا خواهد کرد. بنابراین باز تکرار می‎کنم این سیاست جمهوری اسلامی جزو اصول جمهوری اسلامی ایران هست و چیزی نیست که تازه شروع شده باشد".


در پاسخ به این سؤال که "شما فکر می‎کنید جمهوری اسلامی از دخالت در کشورهای منطقه برهم‎زدن صلح و ثبات مناطق بحران‎خیز منطقه، چه هدفی را دنبال می‎کند؟"، آقای هجری با اشاره به تضاد تعریف منافع ملی از دید مردم ایران با جمهوری اسلامی، بر این اعتقادند که "برای جمهوری اسلامی ایران منافع ملی و همه‌ی شعارهایی که در رابطه با مسئله‎ی حفظ اسلام، استحکام اسلام، دفاع از مستضعفین، اقدام علیه مستکبرین به قول خودشان، همه‌اش در راستای حفظ قدرت جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تاکنون هیچ‎گاه دغدغه‎ی پشتیبانی از مسلمانان دنیا را نداشته، هیچگاه دغدغه‎ی پشتیبانی از مستضعفین را نداشته است، زیرا ما میدانیم که الان مردم ایران یکی از مردمان مستضعف دنیا هستند، ولی جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت به فکر آنها نیست و نخواهد بود. یا در رابطه با مسئله‎ی اسلام، هرجا که منافع ایشان ایجاب کرده، از ستمی که بر مسلمانان روا داشته شده، صرف‎نظر کرده است. مثلاً هیچوقت از مسلمانان کشمیر دفاع نکرده، هیچوقت از مسلمانان چچن نیز دفاع نکرده، هیچوقت از مسلمانانی که در چین بر آنها ظلم می‎رود، دفاع نکرده است". همچنین به شعار پایه‎ای شدند، انواع اتهام‎ها مثل اسلام آمریکایی، اسلام مستکبرین و اینها را به اینها می‎زند، اسلام آنها را باطل و خودش را حق نشان می‎دهد، در نتیجه بسیار طبیعی است که در جهت تضغیف و در نهایت سرنگونی این حکومتها و نفوذ و دست‎اندازی کامل به این کشورهای مسلمان حرکت بکند. حالا اینکه جمهوری اسلامی ایران خودش کی به این نتیجه می‎رسد که این راه، راه غلطی است، من فکر نمی‎کنم جمهوری اسلامی هیچوقت این اندیشه و تعقل را پیدا بکند که متوجه اشتباهات خودش بشود، چون اصولاً این جمهوری ایدئولوژیک در جهت به کارگماردن این ایدئولوژی در خدمت حفظ قدرت خودش هست، هرجا تشخیص بدهد که قدرتش می‎چربد دخالت می‎کند و دست‎اندازی می‎کند".


موضوع هسته‎ای ایران، انعطاف اداره‎ی باراک اوباما در آمریکا نسبت به این موضوع و تداوم بی‎اعتنایی رژیم ایران به قطعنامه‎های صادره‎ی شورای ملل متحد در راستای توقف غنی‎سازی اورانیوم، دیگر موضوعات مطروحه در پرسش مصاحبه‎گر "تیشک" بودند. آقای هجری در پاسخ، با اشاره به موضع حزب دمکرات کردستان ایران در قبال این مسئله گفتند: "ما سالها پیش از این، از آن زمانیکه مسئله‎ی غنی‎سازی اورانیوم در جمهوری اسلامی مسئله‎‎آفرین شد برای افکار بین‎المللی، اعلام کردیم که جمهوری اسلامی ایران تنها در فکر حفظ رژیم هست. در رابطه با این مسئله، جمهوری اسلامی ایران فکر می‎کند که اروپا و همه‎ی منطقه دشمن جمهوری اسلامی ایران هستند، بنابراین در مقابل این دشمنان که بخشی از آنها هم دارای سلاحهای اتمی هستند، بایستی نیرویی داشته باشد که بتواند خودش را حفظ بکند و به دست آوردن سلاح اتمی را چاره‎ساز این مشکل می‎بیند. بنابراین بسیار طبیعی است، جمهوری اسلامی در راستای رسیدن به این هدف حرکت کند و حرکت هم کرده است. چرا جمهوری اسلامی ایران از این برنامه دست برنمی‎دارد، حتی به تعهداتی که در انظار بین‎المللی اعلام می‎کند، به آن پشت پا می‎زند؟ دلیلش این است که اصولاً معتقد نیست که غنی‎سازی اورانیوم تعطیل بشود تا زمانی که به بمب اتمی دست پیدا می‎کند، مگر زمانی که متوجه بشود که تهدیدها آنقدر شدید است که می‎تواند جمهوری اسلامی را که رژیم در فکر حفظ آن هست از بین ببرد، اما تابه‎حال تهدیداتی که سازمان ملل و اروپا و آمریکا کرده‎اند، اعلام به اصطلاح تنبیهاتی که برای جمهوری اسلامی ایران قایل شده‎اند، آنچنان کارایی نداشته که جمهوری اسلامی را به این باور برساند که می‎تواند جمهوری اسلامی سرنگون بشود، به همین جهت جمهوری اسلامی در رابطه با این مسئله مرتب در حال مانور دادن است". ایشان در ادامه‎ی همین پاسخ با پرداختن به نرمش کنونی آمریکا، اظهار داشتند: "بویژه نرمشی که اوباما اعلام کرده در رابطه با مذاکره با جمهوری اسلامی و در رابطه با امتیازاتی که به جمهوری اسلامی می‎دهد به خاطر اینکه که او را به پشت میز مذاکره بکشاند، جمهوری اسلامی ایران این را به عنوان امتیازی فرض می‎کند و به عنوان ضعف آمریکا و اروپا تلقی می‎کند، بهمین جهت به وقت‎کشی و ادامه برنامه‎های خودش در راستای غنی‎سازی اوارنیوم ادامه می‎دهد و اما آنگاه که احساس کند در حال سرنگونی است، که باز برای حفظ جمهوری اسلامی تن به همه‎ی سازشهایی خواهد داد که از طرف نیروهای بین‎المللی بهش تحمیل شده باشد".


آقای هجری در پایان، به پروسه‎ی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و وظیفه‎ی اقشار و طبقات مختلف مردم پرداخته و گفتند: "من فکر می‎کنم که کار جمهوری اسلامی با وجود همه‎ی سیاست‎های سرکوبگرانه، با همه بحران‎آفرینی‎ها و دشمن‎سازی‎ها در داخل و خارج به جایی رسیده که راه به ساحل نخواهد برد، یعنی جمهوری اسلامی ایران به نظر من، دارد پروسه‎ی سرنگونی را طی می‎کند، به‎ همین جهت فکر می‎کنم مردم ایران، اپوزیسیون، آزادیخواهان ایران، به ویژه ملیتهای ایرانی بایستی گام در میدان بگذارند و در جهت تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی و سرنگونی سریعتر آن کوشا باشند تا هزینه بیش از این سنگین نباشد.







چرا 26 آذر، به روز "پیشمرگ" نام نهاده شد؟


حکومت‎های حاکم بر ایران، برای آسمیله‎کردن و امحاء هویت‎نژادی و اتنیکی اقلیت‎های ملی ایران در تلاش بوده‎اند و با سرکوب و مسکوت‎کردن ممتد آزادیخواهان و حرکت‎های دمکراتیک، حقوق این ملت‎ها را نایده گرفته‎اند.



اما در طول تاریخ و در مناطق مختلف این کشور و بالاخص کردستان، برآمدها و خیزش‎هایی از درون جامعه به پا خواسته که سبب رنسانسی فرهنگی و زنده‎نمودن هویت اتنیکی این ملت‎های تحت ستم گشته است.


ستاره پر فروغ تاریخ مبارزات ملت کرد در کردستان ایران، جمهوری


جوانمرگ کردستان بود. جمهوری که در مدتی اندک، تلاش چند ساله آسمیله‎کردن و امحاء حکومت‎های حاکم بر کردستان را بی‎تأثیر ساخت و پایه مبارزات و تلاش برای بدست‎آوردن آزادی را در کردستان ایران و دیگر بخش‎های کردستان بنیان گذاشت.


تولد اصطلاح "پیشمرگ" درآن زمان و نامگذاری مبارزان کرد به این نام، سبب تحولی شگرف و عمیق در مبارزات ملی ملت کرد و به‎وجودآمدن نیرویی مبارز و انقلابی در کردستان گشت. 26 آذر در کردستان ایران و از طرف حزب دمکرات کردستان ایران، به عنوان روز "پیشمرگ" نامگذاری شده است. پیشمرگ در گفتمان آزادیخواهی ملت کرد، اصطلاحی مقدس و دارای خصوصیاتی مشخص است که حاملان این اصطلاح را از مردم عادی جدا می‎نماید.


"پیشمرگ" شناسنامه‎ی مبارزات مشروع ملت کرد و خار چشم حکومت‎های غاصب و حاکم بر کردستان بوده و هست. در کردستان تحت حاکمیت این حکومت‎ها، حتی به زبان‎آوردن این اصطلاح جرم محسوب می‎شود.


ملت کرد سال‎هاست که تحقق آرزوها و خواسته‎هایشان را با این اصطلاح گره زده‎اند و مادران ستمدیده کرد، فرزندانشان را بزرگ و روانه صفوف پیشمرگان کردستان می‎نمایند.


26 آذر در تاریخ ملت کرد در کردستان ایران، جمهوری کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران یادآور دو رویداد مهم است که خالق رویداد اول، فرزندان مبارز و آزادیخواه و شاگردان مدرسه پیشوای همیشه زنده کردستان می‎باشند و آن در اختیار گرفتن شهربانی مهاباد و به اهتزاز درآوردن پرچم کردستان برای اولین بار در 26 آذر سال 1324 شمسی می‎باشد.


واقعه دوم، لشکرکشی ارتش شاهنشاهی به کردستان و سقوط جمهوری در 26 آذر 1325 بعد از گذشت 333 روز از تأسیس جمهوری بود. قاضی محمد، پیشوا و رئیس جمهور کردستان، در جریان دادگاهی و تأیید حکم اعدامش توسط مأموران غاصب پهلوی به آنها می‎گوید: "شما یک قاضی محمد را اعدام می‎کنید، اما از هر قطره خون من، یک قاضی محمد متولد می‎شود".


26 آذرروز "پیشمرگ"کردستان نام نهاده شده است. شاید برای بعضی‎ها این سوال به‎وجود آید که چرا این روز؟ این روز که برای ملت کرد فاجعه‎ای بزرگ بود. (سقوط جمهوری در 26 آذر 1325) اما با بینشی عمیق و فهم و درکی دقیق از اندیشه شونیستی غاصبان کردستان می‎توان به این نتایج رسید:


اول: برافراشتن پرچم کردستان و در اختیارگرفتن شهربانی مهاباد توسط فرزندان کردستان، که به عنوان اولین فعالیت نظامی حزب دمکرات کردستان ایران ثبت شده است. پیشوا قاضی محمد در روز 2 بهمن 1324، روز اعلام جمهوری و هنگام اجرای مراسم تحلیف، به قرآن مقدس، پرچم کردستان و نقشه‎ی کردستان سوگند می‎خورد، که این، ارزش پرچم و برافراشتن آن را می‎رساند.


همچنین یکی از نمادهای وجود ملت‎ها پرچم می‎باشد. به همین دلیل روز 26 آذر، از ارزش فراوان ملی برخوردار است.


دوم: همانگونه که اشاره کردیم یکی از اهداف حکومت‎های غاصب حاکم بر کردستان، تلاش در جهت حذف و آسمیله‎کردن ملت‎های تحت ستم ایران و از جمله ملت کرده بوده است، برای مثال در روز 21 آذر 1325، یک سال بعد از تأسیس حکومت ملی آذربایجان، دقیقاً در آن روز ارتش به تبریز حمله می‎کند و چند روز بعد و در 26 آذر، یک سال بعد از برافراشتن پرچم کردستان، جمهوری کردستان را ساقط می‎کند.


چرا غاصبان کردستان، روز حمله را تا این روز عقب می‎اندازند؟ به دلیل اینکه روزهای آزادی و رهایی ملت‎های آذری و کرد را به روز ماتم و تراژدی تبدیل کنند و روزهای افتخارآمیز ملی آنها را به روز عزا و ماتم مبدل ساخته تا هیچ وقت از آن روزها با افتخار یاد نکنند و روزهای پر سرور آزادی ملی را سیاه‎پوش کنند و جنبش‎های آزادیخواهی را از میان ببرند.


انتخاب روز 26 آذر به عنوان روز "پیشمرگ" نه فراموش‎کردن حوادث و اتفاقات تلخ، و نه تجربه کسب‎ نکردن از تاریخ، بلکه عدم تحقق آرزوهای غاصبان کردستان و ادامه‎دادن راه و تحقق آرزوهای رهبران جنبش آزادیخواهی کردستان، از جمله پیشوای کردستان است.


26 آذر، روز تجلیل از آنهایی است، که بهار عمرشان را در میان، کوه‎ها و کوهستان‎ها و سرمای سخت روزهای مبارزه سپری نمودند.


روز بودن و اعلام وجود است. وجود "پیشمرگ" همچون سمبل مبارزه و خار چشم غاصبان کردستان. همانگونه که پیشوا قاضی محمد به مسئولان دادگاه غاصبان کردستان گفته بود و بر خلاف آرزو و خواست متخاصمان، بعد از سقوط جمهوری‎کردستان و اعدام پیشوا، ملت کرد و جنبش آزادیخواهی این ملت از میان نرفت و هزاران قاضی، اسلحه در دست گرفتند و راه رهبر فقیدشان را ادامه دادند.


امروز باعث سرور و افتخار است، که فرهنگ و زبان و اراده آزادیخواهی ملت کرد، به دلیل مبارزات ممتد و خستگی‎ناپذیر "پیشمرگان ملت و وطن" در عالی‎ترین سطح است و روز به روز به اهدافش نزدیکتر می‎شود.







بیانیه‎ی دفتر سیاسی حدکا در رابطه با روند حل مسالمت‎آمیز مسئله‎ی کرد در ترکیه

در حال اقدام برای تأمین بخشی از حقوق این ملت به طرزی مسالمت‎آمیز است. این تصمیم ترکیه در قبال ملت کرد و قضیه مشروع آن در این کشور مایه‎ی دلگرمی حامیان دمکراسی و تأمین حقوق کردهاست.
این تصمیم اگر به به درستی اجرا شود هم به منفعت کلی کشور ترکیه خواهد بود و هم کردهای کردستان ترکیه را به بخشی از حقوق و مطالبات دمکراتیک‎شان خواهد رساند.
در همین راستا حزب کارگران کردستان (PKK) تصمیم گرفت 3 گروه از اعضای خود را از ارتفاعات قندیل، کمپ مخمور و اروپا به نشانه‎ی استقبال از روند حل مسالمت‎آمیز مسئله‎ی کرد در این کشور به ترکیه بازگرداند. این تصمیم از جانب برادران و خواهران کردمان در ترکیه و مجامع و محافل بین‎المللی و مراکز سیاسی شدیداً مورد استقبال قرار گرفت.
حال که چنین روندی در داخل ترکیه با مخالفت و مقاومت بخشی از جریانات سیاسی افراطی این کشور روبرو شده، ضروری است که گام‎های مردم کرد در ترکیه با دقت و سنجیدگی همه‎جانبه، حامی و پشتیبان روند مزبور باشد و مسئولیت pkk از این لحاظ، مسئولیتی تاریخی است
حزب دمکرات کردستان ایران ضمن ابراز خرسندی از مطرح‎شدن فرایند حل مسالمت‎آمیز مسئله‎ی کرد در این بخش از کردستان، از گام‎های نیروهای سیاسی کرد در این کشور جهت نیل به پیشرفت و پیروزی نهائی حمایت می‎نماید
پیروز باد بالندگی دمکراسی در منطقه و تأمین حقوق دمکراتیک ملت کرد در کردستان ترکیه.


 



دیدار هیئت اتحادیه‎ی میهنی کردستان از دفتر سیاسی حدکا


بعد از ظهر روز پنجشنبه 23 مهرماه، هیئتی از اتحادیه میهنی کردستان به سرپرستی ملابختیار و همراهی سعدی احمد پیره و شماری از اعضای تشکیلات اتحادیه میهنی در کویسنجق، از دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران دیدار نموده و مورد استقبال جمعی از اعضای رهبری حزب به سرپرستی مصطفی هجری، دبیرکل حزب قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاری کردستان، در این دیدار آقای ملابختیار هدف این سفر خود و هیئت همراهش را تجدید دیدار با حزب دمکرات کردستان به عنوان دوست دیرینه‎ی اتحادیه‎ی میهنی عنوان کرد. سپس آقای مصطفی هجری مراتب خرسندی خود و دفتر سیاسی حزب را به خاطر این دیدار ابراز نمود
طرفین در این دیدار به بحث و تبادل نظر در رابطه با رخدادهای منطقه، ایران، عراق و مسئله‎ی کرد پرداخته و نتیجه‎ی این تحولات را به سود ملت کرد و جنبش رهایی‎بخش آن ارزیابی نمودند. دو طرف همچنین همکاری و ارتباط مداوم میان نیروهای سیاسی کردستان را برای حفظ دستاوردهای سیاسی و ملی و همچنین تثبیت صلح و دمکراسی در منطقه را یک ضرورت سیاسی ارزیابی نمودند.

سمینار اتحادیه‎ی جوانان دمکرات کردستان ایران برای دبیرکل حدکا

کوردستان میدیا: روز جمعه اول آبان‎ماه، اتحادیه جوانان دمکرات کردستان ایران، سمینار ویژه‎ای برای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران برگزار نمود.

به گزارش خبرگزاری کردستان در این سمینار که شمار چشمگیری از اعضای اتحادیه‎ی جوانان در آن حضور داشتند، پس از سخنان دارا ناطق دبیرکل این سازمان، مصطفی هجری به ایراد سخنانی در رابطه با "جوانان و اوضاع سیاسی- اجتماعی آنان در ایران و کردستان" پرداخت.

آقای هجری در ابتدای سخنان خود به تحلیلی در باره‎ قشر جوان در جامعه‎ی ایران و پدیده‎های اجتماعی مختلف در آن بر اساس آمارهای مربوطه پرداخت و دلایل و عوامل بروز این پدیده‎های اجتماعی را وضعیت نامطلوب سیاسی و اجتماعی و وجود نظام واپسگرای جمهوری اسلامی دانست.

ایشان در ادامه با اشاره به سیاست رژیم در قبال مدارس و اماکن تأثیرگذار بر شخصیت جوانان، وضعیت دختران در خانواده و جامعه و همچنین ابراز وجود آنان به عنوان نیروی کار بالنده در بازارها و ادارات ایران را مورد بررسی قرار داد و به تحلیل موانع و مشکلاتی پرداخت که مؤسسات و نهادهای اجتماعی رژیم در راستای کنترل و اعمال فشار بر دختران، زنان و دانشجویان اعمال می‎کنند.

آقای هجری در بخش دیگری از سخنان خویش ضمن اشاره به نقش سازمان‎ها، گروه‎ها و احزاب در توسعه‎ی اجتماعی و سیاسی و نقش جوانان در این نهادها افزود:"وجود نیروهای جوان و مشارکت آنان در احزاب و سازمان‎ها در هر کشوری، ضرورتی حیاتی در پیشبرد فرایند دمکراتیزاسیون جامعه است.

دبیرکل حدکا همچنین با اشاره به نقش اتحادیه جوانان دمکرات کردستان ایران به عنوان یکی از تشکل‎های ویژه‎ی جوانان در کردستان ایران، از مردم و خانواده‎ها در کردستان ایران خواست به منظور مقابله با سیاستهای جمهوری اسلامی و پیشبرد مبارزات رهایی بخش ملی در کردستان ایران جوانان خود را به حضور در صفوف این اتحادیه ترغیب و تشویق نمایند.

آقای هجری در ادامه با اشاره به سیاست جلب جوانان کردستان به صفوف بسیج، توسط رژیم، از جوانان کردستان خواست آگاهانه با این مسئله برخورد نموده و مراقب
باشند در دام چنین سیاستهایی نیفتند.
ایشان در خاتمه نیز ضمن پاسخگویی به سؤالات برخی از حضار، حمایت خود را از اتحادیه جوانان دمکرات کردستان ایران اعلام داشت.





جمعه


آمار تلفات جانی مشخص نیست
روز آنلاین، سامناک آقایی: به دنبال ده روز درگیری های مسلحانه در مناطقی از استان های آذربایجان غربی و کردستان بین نیروهای احزاب کرد مخالف و نیروهای سپاه پاسداران، بار دیگر علاوه بر این دو استان، فضای استان های کرمانشاه و ایلام نیز نظامی و امنیتی شده و تردد در محورهای پرتردد این استانها به سختی صورت می گیرد.از تعداد قربانیان این درگیری ها اطلاعات متفاوتی منتشر شده است
طرف های درگیر در کردستان طی روزهای اخیر آمار های متفاوتی از میزان تلفات نیروهای خود ارائه داده اند. مقامات سپاه پاسداران شمار تلفات جانی احزاب کرد در این درگیری ها را 45 کشته و بیش از 50 زخمی اعلام کرده و تنها کشته شدن یک تن از اعضای سپاه را مورد تائید قرار داده اند. اما احزاب کرد از دست دادن 11 تن از اعضای خود را تائید و شمار تلفات سپاه پاسداران تنها در یک درگیری را 55 کشته و بیش از 30 زخمی عنوان کرده اند.
آغاز درگیری ها
این درگیری ها اول هفته گذشته با درگیری خونین بین یک تیم از نیروهای حزب کومه له با نیروهای سپاه پاسداران در اطراف کامیاران شروع شد که بر اساس ادعای کومله طی آن 5 تن از اعضای این حزب کشته و 55 تن از اعضای سپاه و عناصر محلی کشته و بیش از سی تن دیگر نیز زخمی شدند،اما سپاه پاسداران تا روز گذشته هیچ آماری از تعداد تلفات این درگیری ارائه نداد.
دو شب بعد از این حادثه، در اطراف مریوان تنی از چند از نیروهای حزب دمکرات با نیروهای سپاه پاسداران درگیر شدند که در این درگیری دو تن از نیروهای این حزب کشته شدند
همزمان با این درگیری، نیروهای حزب دمکرات کردستان ایران ـ یکی از دو شاخه حزب دمکرات ـ نیز در منطقه فیض الله بیگی از توابع سقز با نیروهای سپاه درگیر شدند که در نتیجه این درگیری طبق خبرهای منتشره از سوی این حزب، چهار تن از اعضای آن جان خود را از دست دادند.
در ادامه، این درگیری های خونین از استان کردستان به استان آذربایجان غربی کشیده شد و نیروهای حزب کومه له در چند نقطه در استان آذربایجانی غربی با نیروهای سپاه پاسداران درگیر شدند که طی این درگیری ها هم تعداد نامشخصی از نیروهای طرفین کشته و زخمی شدند. حزب کومه له در مورد تعداد تلفات این درگیری ها آماری ارائه نداده اما ادعا کرده است که نیروهای این حزب دراین درگیری ها متحمل هیچ نوع تلفاتی نشده اند.
با این حال هر سه حزب درگیر در زدخوردهای مسلحانه هفته گذشته در کردستان، در مجموع جان باختن یازده تن از اعضای خود را تائید و تصویر و هویت اعضای از دست رفته خود را منتشر کرده اند. اما مقامات نظامی، به ویژه مقامات بلند پایه سپاه ضمن تائید وقوع درگیری های مسلحانه با نیروهای این سه حزب کردی، شمار تلفات نیروهای احزاب کرد را بیشتر اعلام کرده اند
آمارهای متفاوت از کشته ها و زخمی ها
دو روز پیش سرلشکر جعفری شمالغربی هم اکنون در تسلط کامل نیروهای سپاه و بسیج هستند، میزان تلفات جانی احزاب کرد در درگیرهای اخیر را 45 کشته و بیش از 50 زخمی اعلام کرد
نکته جالب در گفتگوی خبری فرمانده سپاه پاسداران این بود که وی به درگیری سپاه پاسداران با نیروهای حزب پژاک در استان آذربایجان غربی اشاره کرد، در حالیکه هر سه حزب درگیر در این درگیری ها یعنی کومه له، حزب دمکرات و حزب دمکرات کردستان ایران در گزارش و اطلاعیه های خود حضور حزب پژاک در این درگیری ها را تکذیب کرده اند. علاوه بر این پیش از گفتگوی خبری فرمانده کل سپاه پاسداران، مقامات نظامی دو استان آذربایجان غربی و کردستان تعداد تلفات جانی هر سه حزب کردستان را 27 کشته و تعداد نامشخصی زخمی اعلام کرده بودند.
فرمانده سپاه پاسداران همچنین در بخش دیگری از گفتگوی خود تلفات جانی سپاه پاسداران طی درگیرهادر مناطق مختلف کردنشین را تنها یک کشته اعلام کرد.در حالیکه سایت خبری خورهه لات نیوز، یکی از منابع خبری معتبر کردستان ضمن تائید جانباختن یازده تن از اعضای سه حزب عمده کردستان در درگیری های دو هفته اخیر، اعلام کرده تنها در درگیری اول هفته گذشته بین نیروهای کومه له با نیروهای سپاه پاسداران در اطراف کامیاران که طی آن پنج تن از اعضای این حزب جان خود را از دست دادند، دست کم 55 تن از نیروهای سپاه و عناصر محلی کشته و حداقل سی تن دیگر زخمی شدند.این منبع خبری در ادامه از تلاش سپاه پاسداران برای مخفی کردن اجساد کشته شدگان خبر می دهد و می نویسد: نیروهای سپاه پاسداران و عناصر محلی آن در کردستان برخلاف سایر مناطق ایران برای مقابله با نیروهای احزاب کرد از لباس فرم نیروهای احزاب کرد[لباس فرم پیشمرگ]استفاده می کنند. فرماندهان سپاه پاسداران دراستان کردستان در چند روز گذشته جسد کشته شدگان خود را که لباس فرم پیشمرگه ها را به تن داشته اند به مردم نشان داده و گفته اند این اجساد متعلق به پیشمرگه های سه حزب کردی هستند که در درگیری های اخیر کشته شده اند. از سوی دیگر فرماندهان سپاه پاسداران برخلاف همیشه از انتقال بیش از سی تن دیگر از زخمی های خود به بیمارستان های وابسته به سپاه خودداری کرده و همگی آنها را به یکی از بیمارستان های اصلی سنندج انتقال داده و با مستقر کردن شمار زیادی از نیروهای خود در بیمارستان به مردم وانمود می کنند که این زخمی ها، از اعضای احزاب کرد هستند.
 و
فضای امنیتی و نظامی
درگیری های مسلحانه بین سه حزب عمده کردستان و سپاه پاسداران دقیقا در سالروز فتوای آیت الله خمینی برای جهاد در کردستان شروع شد. هر سال در چنین روزی علاوه بر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل شهر های کردستان، نیروهای سپاه و بسیج نیز به منظور جلوگیری از اعتراضات مردمی و فعالیت های تبلیغی اعضای احزاب کرد، همه مناطق کردنشین غرب کشور را نظامی و از هر بهانه ای برای دستگیری شهروندان کرد استفاده می کنند.طبق خبرهای تائید نشده امسال هم در سالروز فتوای آیت الله خمینی و همزمان با درگیرهای خونین مسلحانه در مناطق مختلف، در شهر هایی مثل مهاباد، بوکان سرشت، سقز،مریوان،سنندج، کامیاران، کرمانشاه و حتی ایلام،ده ها تن از شهروندان کرد دستگیر و روانه زندان شده اند.
این در حالیست که منابع محلی می گویند محورها تردد در شهر هائی که طی دو هفته گذشته شاهد درگیری بین احزاب کرد و سپاه پاسداران بوده، از سوی نیروهای سپاه و بسیج کنترل شده و از سوی دیگر توپخانه نیروی زمینی سپاه بار دیگر مناطق مرزی را زیر آتش گرفته و هم اکنون بخشی از جنگل های مرزی در استان کردستان در سوختن است.


احمد توفیق



سید عبدالله اسحاقی فرزند سیدمحمدامین اسحاقی در سال1310شمسی درمحله ارمنیان شهر مهاباد ازخانواده‌ای معتمد دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را در شهر مهاباد گذارانید وی در دوران متوسطه در شهر مهاباد با یاری چندی از دوستان نزدیک خود که همگی از اعضای رسمی یا هواداران حزب توده و... بودند از جمله (غنی بلوریان و دکتر عبدالله مولوی...) جمعیت جوانان حزب دموکرات کردستان ایران را تشکیل دادند و بعد از شكست جمهوری مهاباد اولين كنگره حزب دموکرات کردستان ایران تشكيل شد و دو بخش مهم پا گرفت، یکی كميته مركزى و دیگری كميته اجرايى. در كميته مركزى عبدالرحمان قاسملو و افراد سیاسی فعاّل بودند و در كميته اجرایی پیشمرگانی از قبیلِ سیدعبدالله اسحاقى (احمد توفيق) و قادر شريف سلیمان معینی و... این مبارزین در دهه ۱۳۴۰ در بخش‌های کردنشین ایران و گاه عراق، حضور فعال داشتند.


با روشن شدن همکاری یکی از همکاران دکتر قاسملو با ساواک و اخراجش از كميته مركزى، اختلاف بين دو جناح حزب بالا مى گيرد و كميته اجرایی رو می‌آید‍! درسال ۱۳۴۳ با كمك مصطفی بارزانی كنگره دوم حزب دموکرات کردستان ایران در كوی سنجاق عراق به صورت مخفى برگذار مى شود و عبدالله اسحاقی با نام مستعار ( احمد توفیق ) به عنوان دبيركل حزب انتخاب می‌شود و كميته اجرایی جای پای خود را محکم می‌کند. در کمال تعجب تاریخچه حزب دمكرات امروز به این مورد مهم اشاره‌ای نمی‌کند. كم كم نيروهای بارزانی از احمد توفيق سلب صلاحيت می‌كنند و او را به روستای بارزان تبعيد می نمايند. احمد توفيق چند سال بعد در سال 1973میلادی در هاله‌ای از ابهام در زندان ابوغریب بغدادبه شهادت می‌رسد.




دوشنبه

يمن از پذيرش وزير خارجه رژیم تهران خوددارى كرد

به گزارش تلویزیون الجزیره، دولت يمن از پذيرش وزير امور خارجه رژیم تهران كه قصد سفر به اين كشور را داشت خوددارى كرد.
این منبع خبری گفت، وزارت خارجه يمن سفر منوچهر متكى به اين كشور را به تعويق انداخت. وزارت خارجه يمن مشغوليت رئيس جمهور این کشور على عبداله صالح را علت اين تصميم ذكر كرد.
هفته گذشته رئيس جمهور يمن در مصاحبه با تلويزيون الجزيره رژيم تهران را مورد حمله قرار داد و گفت اين رژيم از شبه نظاميان شيعه در جنوب اين كشور حمايت مى كند.
رسانه هاى عربستان نيز فاش ساختند رژيم تهران بيمارستانى را در يمن به انبار سلاح و مهمات تبديل كرده تا آن را در اختيار شبه نظاميان قرار دهد.
در پی این گزارشها در تهران اعلام شد منوچهر متکی وزیر خارجه جمهوری اسلامی برای تحویل پیامی از سوی احمدی نژاد به رئیس جمهور یمن راهی این کشور می شود.

عکس؛ جلوگیری از ورود دانشجویان معترض به دانشگاه آزاد

یکی از دانشجویان از تهران: تصاویر مربوط به 27 مهر دانشگاه آزاد تهران مرکز دانشکده فنی است.در ادامه روند اعتراضات دانشجویان این دانشکده، همان گونه که در تصاویر ملاحظه میکنید نیروهای حراست روز دوشنبه در کنار درب ورودی دانشگاه اجازه ی ورود به دانشجویان معترض را نمی دادند.

تماس وزارت اطلاعات با خانوادههای دانشجویان و تهدید آنان

تماس وزارت اطلاعات با خانواده های دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و تهدید آنان
خبرنامه امیرکبیر: پس از امضای طوماری در دانشگاه علم و صنعت برای بازگشت دانشجویان ممنوع الورود شده و ادامه یافتن فریادهای "الله اکبر" در سلف غذاخوری دانشگاه علم و صنعت، وزارت اطلاعات با خانواده برخی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تماس گرفته و آنان را تهدید کرده است.ماموران وزارت اطلاعات دانشجویان را به بازداشت تهدید کرده و خانواده های این دانشجویان نیز به برخورد با مشکل و مانع در ادامه زندگی تهدید گشته اند.پیش از این نزدیک به 1000 دانشجوی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با امضای طوماری خواهان بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل شده بودند.همچنین طی روزهای متوالی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با فریادهای "الله اکبر" در سلف غذاخوری به فشارهای وارده بر دانشجویان این دانشگاه اعتراض کرده اند.

احکام سنگین زندان برای کیان تاجبخش و احمد زيدآبادی


روزنامه اعتماد: شنيديم کيان تاجبخش استاد دانشگاه، احمد زيدآبادي دبيرکل ادوار تحکيم وحدت و مسعود باستاني روزنامه نگار که در جريان حوادث پس از انتخابات بازداشت شده بودند به ترتيب به 15 ، 7 و 6 سال حبس محکوم شده اند.
همسر زیدآبادی: خداوند تقاص مظلوم را از ظالم می ‌گیرد
ادوارنیوز: برای پنجمین هفته متوالی از ملاقات خانواده با دکتر احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران ممانعت به عمل آمد.
مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی، با اعلام این خبر که امروز (دوشنبه) نیز پس از مراجعه به زندان اوین موفق به ملاقات با همسر خود نشده است، گفت: "اکنون 35 روز است که در بی خبری مطلق از آقای زیدآبادی به سر می‌بریم و در این مدت حتی از تماس تلفنی برای ایشان هم دریغ کرده‌اند".
همسر احمد زیدآبادی در ادامه با اعلام اعتراض خود به این عملکرد غیرقانونی مراجع قضایی و امنیتی گفت: "حق قانونی ملاقات در زندان اوین به یک ابزار شکنجه بدل شده است و از این طریق از سویی احمد زیدآبادی و از سوی دیگر من و فرزندانم را آزار و اذیت می‌کنند".
مهدیه محمدی با طرح این سوال که "درحالی که در آغاز پنجمین ماه بازداشت موقت آقای زیدآبادی هستیم چه دلیلی برای ممانعت از ملاقات ما وجود دارد" خواستار اجرای حق قانونی خود برای ملاقات با همسرش شد.
همسر احمد زیدآبادی، دبیرکل سازمان ادوارتحکیم وحدت همچنین افزود: "من و فرزندانم به خدا و روز جزا اعتقاد داریم و قطعا خداوند تقاص مظلوم را از ظالم خواهد گرفت".
مهدیه محمدی بار دیگر دلیل این روند غیرقانونی را وارد آوردن فشار علیه آقای زیدآبادی دانست و افزود:‌ "برای آنکه احمد پای یک ندامتنامه را امضاء کند همسرم را تحت شکنجه‌هایی قرار داده‌اند که ابعاد آن هنوز هم برای ما روشن نیست".

سه‌شنبه

حزب دمکرات کردستان و انتخابات ریاست جمهوری در ایران

حزب دمکرات کردستان ( منبعد حدک) اخیرا با انتشار بیانیه‌ای در رابطه‌ با دهمین دوره‌"انتخابات" ریاست جمهوری در ایران اعلام موضع کرده و همانطور که‌ انتظار میرفت ، اگر چه با بیان ایراداتی به‌ پروسه برگزاری "انتخابات" خود را برای شرکت در این مضحکه‌ که‌ از جانب جمهوری اسلامی سازمان داده شده‌ است آماده میکند.
حدک در بیانیه‌ خود از مهدی کروبی یکی از کاندیداهای پست ریاست جمهوری، پشتیبانی کرده‌ است ، چون گویا ایشان در برنامه‌ تبلیغاتی خود "ابتکار تازه‌ای" بخرج داده‌ ، تامین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی را در برنامه‌ خود گنجانده است!!.
آمدن عنوان حقوق اقوام در برنامه‌ تبلیغاتی کروبی، حدک را به‌ شعف انداخته تا جاییکه‌ آنرا اقدامی "علنی و بدون پرده‌‌" و "گامی مهم" در طرح خواست و مطالبه‌ مردم کردستان مینامد که‌ گویا در طول 30 سال گذشته‌ این برای اولین بار است که‌ از جانب کاندید پست ریاست جمهوری این حقوق اگرچه‌ تحت عنوان اقوام تاکید و طرح میگردد.
حدک که‌ همواره اتفاقات و تغییر و تحولات در بالا به‌ وسوسه‌اش انداخته‌ و سعی داشته‌ که‌‌ به‌ شکلی و به‌ نحوی در آن ادای سهم کند تا بلکه‌ نصیبی عایدش گردد، اینبار وسوسه خود را در این "انتخابات" با پشتیبانی کردن از کروبی دنبال میکند. دنیا را چه‌ دیدی شاید در بازی قدرت در آن بالا دری به تخته خورد و اینبار نام شیخ از صندوق آرا بیرون کشیده‌ شد و حدک نیزکه‌ در این "پیروزی" سهیم بوده‌ وپس از "این پیروزی" از الطاف شیخ در تامین حقوق اقوام بهره‌ای ببرد. اما حدک در حین حال میداند که‌ اکثریت مردم کردستان از کل حاکمییت اسلامی ازهر نوع و قماشی که‌ باشند، بیزارند و" انتخاباتش" را نیز مضحکه ای بیش نمیدانند و همچنین میداند حسابی که‌ برروی کاندید مورد علاقه‌اش باز کرده‌ ممکن است در کردستان شانس زیادی نداشته باشد، از اینرو بیانیه‌ را طوری تنظیم کرده‌اند که‌ گویا مضحکه‌ بودن " انتخابات"‌‌‌ و عدم موفقیت این کاندیدای "مدافع حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی" را از نظر دور نداشته‌اند.
در بیانیه‌ گفته‌اند که‌ انتخابات آزاد و دمکراتیک نیست، گفته‌اند که‌ در نظام اسلامی قدرت مافوق قانون وجود دارد، گفته‌اند که‌ این قدرت امکان برداشتن "گامهای مهم"!! را از رئیس جمهور برای پیشبرد برنامه‌هایش از جمله‌ تامیین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی سلب میکند و گفته‌اند که‌ در روزهای مانده به‌ " انتخابات" ( البته‌ پس از این اعلام پشتیبانی) منتظر اقدامات بیشتر وبرداشتن گامهای بیشتری(حتما قاطعانه‌تری!!) از سوی آقای مهدی کروبی برای در نظر گرفتن سهم بیشتربرای اقوام خواهند ماند.
به‌ برخی نکات مطرح شده تا کنونی بیشتر بپردازیم.
برخلاف گفته‌ بیانیه‌ حزب دمکرات کردستان ، این اولین بار نیست که‌ ازیکی مهره‌های رده‌بالای رژیم اسلامی البته‌ ریاکارانه‌ از تامین حقوق به‌ گفته‌ خودشان اقوام و اقلیتهای مذهبی
حرف میزند. بارها از زبان ریز و درشتشان شنیده‌ایم که‌ ریاکارانه‌ از رسیدگی و تامین حقوق مناطق محروم(همان اقوام گفتن کروبی) گفته‌اند. بویژه‌ در زمان برگزاری انتخاباتشان که‌ هزینه‌ای هم در بر ندارد مگر کم ریاکارانه‌ از برابری، تامیین عدالت وآزادی و رفاه و امنیت حرف زده‌اند یا میزنند . کروبی هم از این قاعده‌ بازی در "انتخابات" مستثنی نیست. او هم چه‌ شخصا و چه‌ به‌ عنوان گرایشی در درون حاکمییت میخواهد و در تلاش است که‌ برای برون رفت ازبحرانهای سیاسی و اقتصادی که‌ بویژه‌ در دوره‌ اخیر به‌ قول رضایی کاندید دیگر پست ریاست جمهوری، کشور را بر لب پرتگاه برده‌ است، راه حل پیشنهاد کند و خود و برنامه و سیاست گرایش خود را برای بقاء حیات نظام اسلامی کارساز و مفید معرفی میکند. جوهر اصلی این سیاست تا آنجاکه‌ به بحرانهای داخلی برمیگردد، تلاش برای مهار کردن جنبشهای اعتراضی از درون است. آنچه‌‌ که‌ در واقع نظام اسلامی را بر لب پرتگاه کشانده‌ است. اقوام کردنهای کروبی در دور اخیر از این سیاست مایه‌ میگیرد و از جمله بار دیگر جنبش انقلابی مردم کردستان را نشانه‌ رفته‌ است و قصد دارد توانایی خود را در مهار این جنبش( البته‌ به‌ کمک بیانیه‌ حدک) و تهی کردن آن از انقلابیگریش را در رقابت انتخاباتی به رخ بکشد و شانس خود را برای بیرون آمدن از صندوقها بالا برد.
اما مشکل شیخ و حد‌ک در این است که‌ این سیاست اگر چه دوره‌ای با آب و تاب به‌ میدان آمد و در بالا در مجلس و در پست ریاست جمهوری جایی برای خود دست و پا کرد و در پایین به‌ درجه‌ای به‌ درون جنبشهای اعتراضی راه پیدا کرد و میرفت که‌ افق خود را مسلط گرداند و سیاست مهار از درون خود را به‌ سرانجام رساند، اما امروز دیگر ازاین موقعییت برخوردار نیست. در بالا همه‌ شواهد حکایت از این دارند که‌ میل به سرکوب شدید جنبشهای اعتراضی با توجه به‌ گسترش ابعاد آن، در جبهه‌ اصولگرایان تقویت شده و نیرو گرفتن سپاه‌ پاسداران و قبضه‌ کردن قدرت در ایران توسط این نیرو درحال تکمیل شدن است. از اینرو جناح اصلاح طلب در بازی قدرت در بالا بتدریج کم آورد و امروز از شانس زیادی برخوردار نیست. مضافا اینکه‌ این جناح عدم کارایی خود را در مهار جنبشهای اعتراضی به دلایل متعدد و از جمله‌ به‌ دلیل حضور گرایش انقلابی و رادیکال در این جنبشها نشان داد و از اینرو در پایین هم از شانس زیادی برخوردار نیست.
با این احوال حدک که تغییر و تحول در بالا نه در پایین بیشتر به‌ وجدش میآورد برای ادای سهم در این تحولات چنین تشخیص داده‌ که‌ از کروبی پشتیبانی کند زیرا فکر میکند از آنجاکه‌ کروبی مانند دیگر کاندیدها مستقیما در مضام اتهام نیست کانال مناسبی برای شرکت در بازی بالاییها میتواند به‌ حساب آید و از طرف دیگر ایشان در برنامه‌ انتخاباتی خود لطف کرده‌ و گوشه‌ چشمی هم به‌ اقوام ساکن ایران و حقوق آنان انداخته‌اند.
‌اقوام نامیدن ملتهای ساکن ایران اولین قدم در نادیده گرفتن حقوق آنان به‌ عنوان یک ملت است. حکومتهای مسلط بر ایران و از جمله‌ رژیم اسلامی از آوردن نام ملت ابا داشته و مهره‌های ریز و درشتشان همواره‌ از قوم و مردم مناطق محروم به‌ جای آن استفاده‌ کرده‌اند. برای گریز از به‌ رسمیت شناختن ملتهای ساکن ایران و حقوق آنان و تداوم بر ستمگری ملی، "ایران یک ملت واحد متشکل از اقوام و طوایف گوناگون" تعریف شده‌ است. خودداری کروبی از اوردن نام ملت و حقوق ملتهای تحت ستم و قرار دادن اقوام به جای آن سیاستی آگاهانه‌ برای تاکید بر این ستمگری ملی است.
30 سال گذشته‌ مردم کردستان برای رفع این ستم و تامیین حقوق پایمال شده خود به‌ عنوان یک ملت، جنبشی انقلابی را سازمان داده و به‌ پیش بردند. جنبشی که‌ علیرغم سرکوب شدید، اعدامهای دسته‌ جمعی، زندانی کردن و اذیت و آذار دادن فعالین این جنبش، تبعید و آواره‌ کردن و کوچ دادان اجباری، بله‌ علیرغم بمباران و توپ باران شهرها و روستاهای کردستان و کشتار مردم بیدفاع، امروز اگر چه‌ با قبول محدودیت هایی در عرصه‌هایی از مبارزات خود ، همچنان به‌ عنوان یک جنبش انقلابی در صحنه‌ سیاسی ایران زنده‌ است. تا جاییکه‌‌ ریز و درشت در دستگاه‌ حکومتی از جمله کروبی را که‌ طی 30 سال گذشته‌ سیاست سرکوبگرانه‌ رژیمش را علیه‌ مردم کرد و تداوم سیاست ستمگری ملی را تایید کرده، وا میدارد تا در مهار این جنبش، کسب موقعییت کند.
حزب دمکرات کردستان در انتخاب خود مختار است. میتواند بر همان سیاست همیشگی خود مبنی بر چشم براه بودن تحولات در بالا و تلاش برای سهم بری از بالا ادامه‌ دهد، سیاستی که‌ حداقل تا کنون غیر از ضرر عاید دیگری برای این حزب در بر نداشته‌ است. اما آنچه‌ که‌ مسلم است این حزب دیگر توان پایین آوردن توقعات کارگر و زحمتکش کرد را ندارد. این ادعا نه‌ صرفا به علت وجود و فعالییت دیگر جریانات سیاسی بلکه‌ اساسا به‌ توان، ظرفیت گرایش رادیکال و انقلابی در بطن خود جنبش ربط پیدا میکند و قابل مستدل کردن است. همان گرایشی که‌ نفوذ افق اصلاح طلبی را در جنبش کردستان با مشکل جدی روبرو کرده‌ واز تسلط این افق و سیاستها یش برای مهار جنبش از طریق محدود کردن خواستهایش در رفع ستم ملی ممانعت جدی بعمل آورده‌ است.
با محدود شدن عرصه‌هایی از مبارزات مردم کردستان در دوره‌ چند ساله‌ اخیر ما شاهد گسترش اعتراضات و مبارزات توده‌ای در اشکال و روشهای دیگری هستیم ، آنچه‌ که‌ در سنت دوره‌ گذشته‌ این جنبش جای مهمی را اشغال نمیکرده است. امروز به‌ یمن تحولات اجتماعی که‌ جامعه‌ کردستان از سر گذرانده‌ و همچنین تحولات کل جامعه‌ بشری و تاثیرات آن در کردستان، همزمان با ارتقاء سطح انتظارات و توقعات مردم از زندگی ، ارتقاء سطح دانش و فرهنگ عمومی، شاهدیم که‌ سطح مبارزات و شکل مبارزات برای تامین این انتظارات و توقعات نیز دگرگون شده‌ و ارتقاء یافته‌ است.
چنین واقعیات انکار ناشدنی در جامعه‌ کردستان دو مسیر را پیش پای جریانات سیاسی فعال قرار میدهد. یا باید با درک این واقعییات بدور از جنجال آفرینی از یکطرف و اراده‌ گرایی از طرف دیگر در تلاش هموار کردن راه گسترش مبارزات توده‌ایی و متشکل شدنشان بود و از این جبهه‌ نیرو گرفت و یا واقعییات موجود را ندید یا کم به‌ حساب آورد و سیاست انتظار و چشم امید داشتن به‌ تغییر در بالا را پیشه‌ خود کرد و آنرا با نام "واقعییات و آنچه‌ که‌ ممکن است" توجیه کرد.
حدک که‌ ‌گسترش اعتراضات و مبارزات توده‌ای و رویاروی آشکارتر و گسترده‌تر جنبشهای اعتراضی با رژیم اسلامی به‌ اندازه‌ گفته‌ ریاکارانه‌ کروبی به‌ وجدش نمیاورد و ‌ برای تقویت جنبش عادلانه‌ مردم کردستان، نه‌استفاده‌ از این موقعییت بلکه‌ به‌" گامهای صریح و مهم" کروبی امیدوار است، پیمودن مسیر دوم را در برنامه‌ دارد و با بیانیه‌ اخیر خود نشان داد که‌ تا چه اندازه‌ با مسیر مردم و انتظارات و توقعات مردم فاصله‌ دارد.

دوشنبه

٢٠سال پس از سوء قصد به قاسملو؛ پرونده قتل و حزب دمکرات کردستان ایران


مجله‌های هفتگی / گفت‌وگوی ویژه


٢٠سال پس از سوء قصد به قاسملو؛ پرونده قتل و حزب دمکرات کردستان ایران

شهرام میریان


در ۲۲ تیرماه ۲۰ سال پیش ، دکتر عبدالرحمن قاسملو ، دبیر کل آن زمان حزب دمکرات کردستان ایران و دو تن از یارانش به نام های عبدالله قادری و فاضل رسول، در جریان دیدار و گفت و گویی پنهانی با نمایندگانی از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران در آپارتمانی در شهر وین در پایتخت اتریش کشته شدند।با توجه به اقدامات همه جانبه ای که از سوی خانواده های مقتولان و نهادهای ایرانی و خارجی برای بازگشایی این پرونده به عمل آمده است اما دولت های گوناگون اتریش در طی ۲۰ سال گذشته از بازگشایی و پیگیری روند این پرونده پرهیز کرده اند.سرنوشت این پرونده در نهایت به کجا خواهد انجامید؟ این پرسش اصل گفت و گوی ویژه این هفته رادیو فردا با مصطفی هجری، دبیر کل فعلی حزب دموکرات کردستان ایران است.
آقای هجری، روز دوشنبه ۲۲ تیرماه برابر است با بیستمین سالگرد ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو ، دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران و دو تن از یارانش। بارها و بارها صحبت از بازگشایی پرونده این ترور به میان آمده است و تلاش هایی هم در این مورد صورت گرفته است. ولی سرنوشت این پرونده تا به حال روشن نشده است. به اعتقاد شما گره کار کجاست؟
مصطفی هجری: پرونده دکتر قاسملو و جریان دادگاه آن و تحقیقات مرتبط با آن یک موضوع سیاسی است تا یک مسئله حقوقی। چون در آن زمان این که حادثه روی داد خود قاتلان هم حضور داشتند. و در اختیار پلیس بودند. بنابر یک دستور سیاسی از سوی حکومت وقت اتریش، این افراد را تا فرودگاه اسکورت کرده و به تهران روانه‌اشان کردند. یعنی در همان زمان اگر کار تحقیقات انجام نشد به این دلیل نبود که دلیل یا مدرکی وجود نداشت و متاسفانه تا زمانی که این مسئله، یک مسئله سیاسی تلقی شود کار این پرونده در دادگاه به سرانجامی نخواهد رسید.
ممکن است اطلاعاتی درباره هویت این افراد نیز در اختیار ما قرار دهید؟
در این مورد زیاد نوشته شده و زیاد بحث شده است। هویت قاتلان به همان گروهی برمی گردد که به عنوان «دیپلمات تروریست ها» ی جمهوری اسلامی ایران مخالفان خودشان را از پای در می آوردند. این افراد در وین با شهید قاسملو و با همراهی دکتر فاضل رسول و عبدالله قادری نشست داشتند. پوشش مذاکره آنان هم این بود که از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران آمده اند تا در رابطه با حل مشکلات و مسائل مردم کرد در کردستان ایران صحبت کرده یک راه حل مسالمت آمیز برای این مسائل پیدا کنند . البته بعدها مدارکی بدست آمد که نشان می داد گروه دومی هم حضور داشته است تا اگر گروه نخست نتواند ماموریت خود را به انجام برساند گروه دوم وارد عمل شوند.
چرا دکتر قاسملو جریان این دیدار پنهانی را با پلیس اتریش هماهنگ نکرده بود؟
به اعتقاد من دکتر قاسملو اعتماد بیشتری به جمهوری اسلامی ایران داشت। ایشان بنا بر تحلیل خودشان بر این باور بودند که بعد از خاتمه جنگ خسارت بار ایران وعراق، وقتی جمهوری اسلامی ایران بعد از آن همه کشتار و ویرانی اعلام آمادگی می کند که با عراق وارد مذاکره شود به این معناست که مسائل و مشکلات داخل ایران را هم حل و فصل کند. نکته دیگری که در جلب اعتماد دکتر قاسملو موثر بود این بود که قبل از آن نیز جلسه ای با حضور جلال طالبانی در این مورد برگزار شده بود و در آن جلسه نخست، نمایندگان ایران توانسته بودند تا حدی اعتماد دکتر قاسملو را جلب کنند. در هر حال این، یک انتقاد بر عملکرد شهید قاسملو بود که نمی بایستی به جمهوری اسلامی ایران اعتماد می کرد و می بایستی دولت اتریش را در جریان این دیدار قرار می داد تا از جانش محافظت به عمل می آمد. یا اینکه حداقل از تعداد دوستانی که در آن زمان در اتریش بودند به محل مذاکره دعوت به عمل می آمد تا بتوانند امنیت جلسه را تامین کنند
شما در آغاز صحبتتان مقصر اصلی راکد ماندن پرونده دکتر قاسملو ویارانش را دولت اتریش دانستید। همان طور که می دانید اتریش یکی از اعضا بیست و هفت‌گانه اتحادیه اروپاست. شما آیا تا به حال از این اتحادیه درخواست کرده اید که دولت اتریش را در به جریان انداختن این پرونده تحت فشار قرار دهد؟
خیر। ما از اتحادیه اروپا درخواستی نکرده ایم. اما از نظر حقوقی و با مشاورت وکلای مجرب در این رابطه تحقیق و پرس و جو کرده ایم و پرسیده ایم که آیا وقت آن رسیده است که این پرونده به جریان بیافتد؟ و پس از انجام مراحل تحقیقات در یک دادگاه عادلانه مورد بررسی قرار گیرد؟ مشورتی که به ما دادند این بود که گفتند فعلا این امکان از نظر سیاسی وجود ندارد.
گروهی بر این باورند که اگر دولت اتریش در همان ۲۰ سال پیش و به محض وقوع این اتفاق ، عاملان و آمران این ترورها را به محاکمه می کشید چه بسا ترورهای پس از آن و قتل رستوران میکونوس برلین و سایر ترورهای دولتی هرگز عملی نمی شد। نگاه شما به این نظریه چگونه است؟
من هم دقیقا بر این باورم । در یک سخنرانی که به همین مناسبت در شهر وین انجام دادم گفتم که مقصر اصلی ادامه این ترورها خود اروپاییان بودند. اگر از اول یک عکس العمل جدی از خودشان نشان داده بودند همچنان که دادگاه برلین در رابطه با پرونده میکونوس نشان داد، مطمئنا جمهوری اسلامی ایران جرات ادامه این ترورها را نداشت. همچنان که بعد از ترور برلین و محاکمه میکونوس و اتهام آشکاری که متوجه دولت ایران شد و قاتلان در این رابطه دستگیر شدند باعث توقف این عملیات های تروریستی از سوی جمهوری اسلامی ایران شد.
به این ترتیب آیا شما به بازگشایی پرونده دکتر قاسملو و یارانش خوشبین هستید؟
من خوشبینم و فکر می کنم بالاخره یک روز این پرونده به جریان خواهد افتاد। اما کی این اتفاق خواهد افتاد؟ نمی توانم به طور دقیق بگویم.
یکی از شعارهای اصلی حزب دموکرات ایران که دبیر کلی آن به عهده شماست شعار« دموکراسی برای ایران ، خودمختاری برای کردستان» است । از محتوای این شعار بسیار واضح و روشن است که کردهای ایرانی خواهان جدایی از ایران نیستند. ولی برخی از افراد واژه خودمختاری را به معنای جدایی طلبی از ایران ارزیابی می کنند. آیا این طور است ؟
این شعاری که شما فرمودید تا قبل از برگزاری کنگره سیزدهم ، شعار اصلی ما بود। منتها بعد از برگزاری کنگره سیزدهم شعار حزب دموکرات ایران به شعار« ایران دموکراتیک فدرآل » تغییر پیدا کرد. به این معنا که اگر شعار سابق حزب دموکرات ایران خواستار خودمختاری برای مردم کردستان ایران بود از آن تاریخ به بعد این خودمختاری را برای کلیه ملیت های موجود در کشور ایران خواستار است . این خود دلیل بر این مدعاست که حزب دموکرات ایران چه قبل از این شعار و چه بعد از این شعار خواهان تجزیه طلبی نیست . حزبی که خواهان خودمختاری همه ملیت های کشورش می شود نمی تواند مدعی تجزیه طلبی باشد.از سوی دیگر بر این باورم که اگر حزب دموکرات ایران خواهان تجزیه طلبی کردستان از ایران بود مانند بسیاری از سازمان های سیاسی کرد داخل و خارج از کشور هیچ واهمه ای از اظهار این درخواستش نداشت . هدف ما ماندن در چهارچوب کشور ایران و بدست آوردن حقوق سیاسی ملیت کرد و سایر اقلیت ها در ایران است.
رابطه حزب دموکرات ایران با کردهای شمال عراق و کردهای سایر کشورها همچون کشور سوریه و ترکیه چگونه است؟
ما کلا با همه گروه های مبارز دموکرات و آزادیخواه در هر کدام از بخش های کردستان رابطه بسیار دوستانه و نزدیکی داریم । همدیگر را می بینیم . در مورد اهدافمان مشورت می کنیم . و سعی مان بر این بوده است که رابطه مان را گسترش دهیم
منظورتان از سایر بخش های کردستان دقیقا چیست ؟
منظورم بخش هایی از کردستان عراق، کردستان سوریه و کردستان ترکیه است।
نظر شما در ارتباط با تشکیل یک دولت مستقل کرد در محدوده خاورمیانه چیست؟
ایجاد یک دولت مستقل کرد در خاورمیانه امر عجیبی نیست . همچنان که در خاورمیانه بسیاری از ملیت ها و قومیت ها، استقلال خودشان را دارند. اگر زمانی این اتفاق برای کردهای کردستان به وقوع بپیوندد چیز غریبی نخواهد بود. منتها ما در قالب حزب دموکرات ایران فعلا بر این باوریم که حقوقمان را در چهارچوب کشورمان ایران پیگیری کنیم.

بیانیەی دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران بمناسبت دستگیریهای گستردە اخیر در کردستان

هم‎میهنان گرامی!توده‎های مبارز مردم کردستان!محاف و مجامع حقوق بشری!احزاب و سازمانهای سیاسی آزادیخواه ایران!پس از آنکه مردم کردستان در روز دوشنبه، 22 تیرماه 1388 خورشیدی مصادف با 13 جولای 2009 میلادی، به مناسبت بیستمین سالروز ترور دکتر قاسملو، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران و یارانش در وین توسط تروریستهای رژیم جمهوری اسلامی ایران، اقدام به اعتصاب عمومی کرده و مغازه‎ها و بازارها را تعطیل نمودند و با این موضعگیری ملی و آزادیخواهانه، یکبار دیگر وفاداری خود را نسبت به این رهبر فرزانه نشان داده و انزجار و تنفر خود را از ترور و آمران آن جنایت تروریستی ابراز گردند، رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای سرکوبگرش در سرتاسر کردستان به طورگسترده اقدام به بازداشت و زندانی نمودن فرزندان آزادیخواه کرد کرده و تاکنون دهها نفر را بازداشت کرده‎اند که سرنوشتشان نامعلوم می‎باشد و همزمان با این سیاست ضد بشری، اقدام به پلمپ‎کردن مغازه‎‎ها کرده‎اند و لذا با این اعمال ناجوانمردانه‎اشان، زندگی، رفاه و امنیت توده‎های مردم را بر همان منوال سیاست همیشگی خود، به مخاطره افکنده‎اند।بنابراین از محافل و مجامع حقوق بشری، نهادهای بین‎المللی مدافع حقوق بشر و سازمانهای سیاسی ایرانی و کرد درخواست می‎کنیم که در مقابل موج دستگیری و زندانی‎نمودن فرزندان آزادیخواه کشورمان و فشارهایی که بر مردم کردستان وارد می‎آید، موضعگیری کنند و رژیم را تحت فشار قرار دهند تا از رفتار ضدانسانی در برابر مردم کردستان و آزادیخواهان خودداری کند، زیرا اختیار سکوت در مقابل این رفتارهای رژیم به اصرار رژیم بر ادامه‎ی این سیاستهای ضدبشری‎اش منجر خواهد شد. همچنین از مردم میهن‎دوست کردستان و فرزندان مبارز کرد نیز می‎خواهیم که همچنانکه در 22 تیرماه اتحاد و همبستگی خود نشان دادند که از مواضع و احساسی انقلابی برخوردارند، بازهم با حفظ اتحاد خود، به نیروهای سرکوبگر رژیم اجازه ندهند به شخصیت فرزندان کرد توهین کند.
حزب دمکرات کردستان ایران دفتر سیاسی
22/7/2009

بیانیەی دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران

در رابطه با حادثه اردوگاە مجاهدین خلق در عراق‎
پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۳۰ ژوييه ۲۰۰۹
ساعت 3 بعد از ظهر روز سه‎شنبه، موخه‎ی 6/5/1388 برابر با 28/5/2009، نیروی زیادی متشکل از چند واحد ارتش دولت فدرال عراق، اردوگاه مجاهدین خلق ایران در استان دیاله‎ی عراق را محاصره نموده و حتی اقدام به تیراندازی علیه ساکنان این اردوگاه نمودند। بر اثر این تیراندازی و درگیری، شماری از ساکنان اردوگاه کشته و بیش از 200 تن نیز زخمی شدند।این اقدام ارتش عراق در حالی انجام گرفت که اردوگاه مزبور تحت مراقبت خود ارتش عراق بوده و مسئولیت محافظت از ساکنان اردوگاه، به این نیرو سپرده شده بود، به همین دلیل چنین اقدامی، دور از انتظار و دور از قواعد بین‎المللی و برخلاف اصول انسانی به حساب می‎آید که علیه شمار زیادی از پناهندگان اپوزیسیون ایرانی انجام گرفته است।حزب دمکرات کردستان ایران، این اقدام ارتش عراق را رفتاری ناشایست و ناروا و غیرقابل توجیه دانسته و انتظار دارد سازمان ملل متحد و کلیه‎ی سازمان‎های مدافع حقوق بشر و حقوق پناهندگان به‎ویژه نیروهای ائتلاف، در برابر این رفتار، موضع گرفته و به منظور پیشگیری از این قبیل اقدامات ناروا و جلوگیری از تکرار آنها، اقدامات مقتضی را به عمل آورند।
دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران

حزب دمكرات كردستان و پارت آزادی كردستان در يك كنفرانس مطبوعاتی پيرامون انتخابات ايران

بعدازظهر روز يكشنبه ۱۰ خردادماه يك كنفرانس مطبوعاتی پيرامون انتخابات رياست جمهوری در ايران برای آقايان كمال كريمی عضو دفتر سياسی حزب دمكرات كردستان و حسين يزدانپناه معاون رهبر پارت آزادی كردستان برگزار شد.
دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۱ ژوين ۲۰۰۹
آقای كمال كريمی در آغاز اين كنفرانس در مورد موضع حزب دمكرات كردستان پيرامون انتخابات رياست جمهوری گفت: ديدگاهها و مواضع اين بار حزب دمكرات كردستان كه در قالب بيانيه ها و اظهار نظرهای رهبران حزب منتشر شده است، در طول چند ماه اخير در داخل كشور به ويژه از طرف فعالان سياسی و مدنی كرد مورد استقبال قرار گرفته است.
كوردستان و كوردنيوز: بعدازظهر روز يكشنبه ۱۰ خردادماه يك كنفرانس مطبوعاتی پيرامون انتخابات رياست جمهوری در ايران برای آقايان كمال كريمی عضو دفتر سياسی حزب دمكرات كردستان و حسين يزدانپناه معاون رهبر پارت آزادی كردستان برگزار شد.در اين كنفرانس مطبوعاتی كه به دنبال انتشار بيانيهی مشترك دو حزب مذكور صورت گرفت، آقايان كمال كريمی و حسين يزدانپناه دلايل درپيش گرفتن موضع متفاوت از ديگر احزاب شرق كردستان را تشريح نمودند.آقای كمال كريمی در آغاز اين كنفرانس در مورد موضع حزب دمكرات كردستان پيرامون انتخابات رياست جمهوری گفت: ديدگاهها و مواضع اين بار حزب دمكرات كردستان كه در قالب بيانيه ها و اظهار نظرهای رهبران حزب منتشر شده است، در طول چند ماه اخير در داخل كشور به ويژه از طرف فعالان سياسی و مدنی كرد مورد استقبال قرار گرفته است.آقای كريمی در ادامه سخنان خود گفت: موضع ما در قبال انتخابات مربوط به چند روز اخير نمیشود بلكه در سال گـذشته ما بعنوان حزب دمكرات كردستان با حساسيت تمام پروسه انتخابات را دنبال و آن را مورد مطالعه قرار داديم. همچنين برای ما نظرات و افكار فعالان و مبارزين سياسی و مدنی كرد در داخل كشور بسيار حائز اهميت بوده و آنان نيز معتقد به بايكوت كردن انتخابات نيستند.عضو دفتر سياسی حزب دمكرات كردستان همچنين بيان نمود مبارزه ملت كرد به طور عموم به ويژه فعالان و مبارزين داخل كشور در سالهای گـذشته دارای چنان تأثيری بوده كه در درون حاكميت و در بالاترين سطوح از طرف نامزدهای رياست جمهوری به نقض حقوق مليتها در ايران و سياست تبعيض جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گـذشته اعتراف شده است. هر چند در سطح بسيار پائين هم باشد، اما اكنون برای اولين بار است با انتشار بيانيه، برنامهای برای حل مشكلات مليتها ارائه میشود. در حقيقت اين نتيجه مبارزه جنبش سياسی كردستان شامل احزاب اپوزيسيون و مبارزين داخل كشور میباشد.آقای كريمی در بخش ديگر از سخنان خود ضمن اشاره به تحولات جامعه كردستان در سالهای اخير گفت: ما بر اين باور هستيم كه برای مطرح نمودن خواستههای ملی و دمكراتيك خود لازم است از تمام فرصت ها استفاده نمائيم. همان طور كه در بيانيهی مشترك ما آمده بود بنا به مسائل مطرح شده در پروسهی انتخابات اين دوره رياست جمهوری در ايران معتقد هستيم فرصت برای طرح مطالبات ملت كرد از سوی مردم پيش آمده است. به دنبال انتشار بيانيهی حزب دمكرات كردستان در ارتباط با بيانيهی مهدی كروبی، مير حسين موسوی نيز مجبور شد هر چند در سطح بسيار پايينتر بيانيهای مشابه بيانيهی كروبی را منتشر نمايد. حتی احمدی نژاد كه در ۴ سال گـذشته با شديدترين شيوه به سركوب ملت كرد پرداخته او نيز برای اينكه عقب نماند ناچار شد اعلام بكند كه خواستار اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی است. طرح چنين مسائلی از طرف نامزدهای انتخاباتی نتيجه تلاش و مبارزه ملت كرد میباشد كه كانديداها به ناچار برای كسب رأی مردم به طرح آنها پرداختهاند.آقای كريمی در جواب سۆالی كه آيا اين اقدام شما به پراكندگی و اختلافات بيشتر در ميان احزاب كردستانی منجر نمیشود، گفت: بسيار طبيعی است كه در مورد يك مسئله سياسی موضع و نظر متفاوت داشته باشيم و اين اقدام هيچ گاه بر روابط و دوستی ما با ديگر احزاب تأثير منفی نخواهد گـذاشت و از اين به بعد حتی بيشتر از گـذشته برای اتحاد و همكاری تلاش خواهيم كرد.در اين كنفرانس مطبوعاتی آقای حسين يزدانپناه نيز بر ضرورت هماهنگی و همكاری بيشتر ميان احزاب خارج از كشور و فعالان سياسی و مدنی كرد در داخل كشور تأكيد كرد و ضرورت پيشبرد اين مبارزه مشترك را عاملی مهم در اتخاذ اين موضع مشترك حزب دمكرات كردستان و پارت آزادی كردستان دانست.معاون رهبر پارت آزادی كردستان در جواب اين سؤال كه آيا اين اين موضع شما به رژيم جمهوری اسلامی مشروعيت نمیدهد، گفت: جمهوری اسلامی هيچ گاه برای مشروعيت خود به رأی مردم نياز نداشته بلكه رژيم آشكارا در قانون اساسی خود میگويد كه مشروعيت نظام از فرامين آسمانی كسب میشود و در غياب امام زمان ولی فقيه رهبر جامعه اسلامی است. او برای نمونه به تركيه اشاره كرد و گفت در اين كشور نيز مشروعيت از فكر و ايدولوژی كماليستی نشأت میگيرد. او اضافه كرد كه اگر شركت كردن در انتخابات به معنای مشروعيت بخشيدن به نظام باشد ملت كرد در كردستان تركيه هيچ وقت نمیتوانست در مسائل سياسی و در انتخابات شركت نمايد چون طبق قانون به كماليزم مشروعيت میدهد.آقای يزدانپناه همچنين بر اين مهم تاكيد نمودند كه موضع اخير پارت آزادی كردستان و حزب دمكرات كردستان بر روابطشان با احزاب كردستانی ديگر كه سياست تحريم را در پيش گرفتهاند، تأثير منفی نخواهد گـذاشت و بيشتر از گـذشته جهت نيل به همكاری و همدلی بيشتر تلاش خواهند نمود.

چهارشنبه

حزب دموکرات چیست؟

دموکرات در لغت یعنی طرفدار دموکراسی.(1)دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم. به عبارت دیگر: نوعی از حکومت که در آن حاکمیت عالیه در دست مردم است که ممکن است مستقیماً یا به واسطه نمایندگی که انتخاب میکنند، اعمال شود. اصطلاح دموکراسی در یونان قدیم پیدایش یافت و به حکومت اطلاق میشد که مردم در اداره آن سهیم و از مزایایش برخوردار باشند.(2) افرادی که طرفدار دموکراسی هستند، دست به تشکیل احزاب مربوط به خود زدند. اکنون ممکن است در بعضی از کشورها حزب دموکرات وجود داشته باشد، مثل حزب دموکرات در آمریکا که در مقابل جمهوری خواهان قرارداد و یا حزب دموکرات کردستان عراق یا ترکیه. چنین احزابی ممکن است در داخل آیین نامه‏ای مخصوص به خود داشته باشند که وضع مشاهبهی با دیگر احزاب با این نام و نشان نداشته باشد، اما در یک اصل که طرفداری از حکومت مردم بر مردم باشد شریکند، هر چند در نحوه اجرای آن دچار اختلاف شوند

شنبه

مـا و دمـکراسی ،نسرین قاسملو


نسرین قاسملوخواننده‌ گرامی! قرار بود درباره‌‌ی دموکراسی مختصری صحبت کنم و در ضمن می‌خواستم به‌ همین مناسبت سوءتفاهمی را که‌ در بین من و چندی از دوستان کرد به‌وجود آمده‌ است، برطرف کنم. دموکراسی مقوله‌ی اساسی در مورد آزادیهای سیاسی، فلسفی و به‌طورکلیاجتماعی است و نیز هدایت کشور و احساس مسئولیت فرد و اجتماع، فرد و ملل را دربر می‌گیرد.برای اولین بار، دموکراسی در یونان قدیم پدیدار شده‌ است. در زبان یونانی "دموس" به معنی مردم و "کراتوس" به‌ معنی قدرت است، یعنی مردم‌سالاری. دموکراسی حکومتی است که‌ توسط مردم و برگزید‌گان آن مملکت اداره می‌شود. از آن زمان به‌ بعد قرنها به ‌دست فراموشی سپرده‌ شد تا حدود دویست سال قبل و بعد از انقلاب کبیر فرانسه‌، روشنفکران دست به‌دست با ملتها و قدم‌ به‌ قدم متوجه‌ شدند که‌ رهبران کشور، ثروت و دارایی مملکت را تولید نمی‌کنند، تولید و تضمین ثروت مادی، معنوی و اجتماعی در دست زحمتکشان می‌باشد. به‌ همین دلیل بایست از حق و آزادی دخالت در رهبری کشورشان و هدایت آن استفاده‌ کنند. دنبال دموکراسی گشتند و به تدریج آنرا می‌ساختند. متوجه‌ شدند که‌ بدون کشاورز، کارگر، روشنفکر، هنرمند و نویسنده‌ چیزی از کشور نمی‌ماند که‌ بدون زحمتکشان هیچ کشوری هستی ندارد.دو قرن از عمر مبارزه‌‌ی ملتها برای استقرار آزادی و گسترش دموکراسی می‌گذرد تا به‌شکل امروز درآمده‌ است. در کشورهای اروپائی و در بعضی از کشورهای جهان امروز، آزادی و دموکراسی کم‌و‌بیش استقرار یافته،‌ ولی هنوز کامل نیست. البته‌ مبارزه‌ی خلقها جهت تأمین آزادی ملی، مدنی، سیاسی و دیگر آزادیها ادامه‌ دارد و در ضمن حفاظت آنچه‌ تاکنون بدست آورده‌اند، بصورت یک وظیفه‌ی‌ ملی درآمده‌ است. بخش مهم دیگری از دموکراسی به‌ حقوق زن ارتباط دارد. در کشورهای دموکراتیک به‌ حقوق زن توجه‌ زیادی نمی‌شود و هنوز هم آن طور که‌ شایسته‌ است به‌ این امر مهم که‌ در حقیقت‌ نصف دموکراسی را شامل می‌شود، اهمیت واقعی داده‌ نمی‌شود. مثلا در کشور سویس که‌ در آن دموکراسی ترقی زیادی کرده‌ است، تا چند سال پیش به‌زنان حق شرکت در انتخابات را نمی‌دادند. یا هندوستان که‌ بزرگترین کشور دموکراتیک دینی به‌شمار می‌رود، حقوق زن پایمال می‌شود. هم‌اکنون در اکثر کشورهای دموکرات به‌ زنها برای کار مشابه‌ با مردها حقوق کمتری پرداخت می‌شود. اگر امروز زن حق و حقوقی دارد، این نتیجه‌ی‌ مبارزه‌ی خودش است.خواننده‌ عزیز:اگر شرط دموکراسی در اصل آزادیهای بی‌حدومرز هست، هیچ کدام از آزادیها بی‌نهایت نیستند و حدود و ثغور دارند که‌ آزادیهای دیگر و دیگران نیز درنظر گرفته می‌شوند.عاقبت آزادی که‌ رعایت چنین حدودی را رد می‌کند، این آزادی از چهارچوب دموکراسی خارج می‌شود و هرج‌و مرج ببار می‌آورد و آخرش به‌ تروریزم می‌رسد. چنانکه‌ می‌بینیم دموکراسی و به‌طورکلی حقوق بشر ارزشی است که‌ خلقها برای تکامل و به‌دست‌آوردن آن باید به‌طور مداوم در فعالیت و مبارزه‌ باشند.اکنون این پرسش مطرح می‌شود که‌ آیا ما هم باید قرنها انتظار بکشیم تا به‌ آزادی و دموکراسی برسیم؟در ایران، تابحال دموکراسی روشنایی را ندیده‌ است. با اینکه‌ مردم ایران برای آن مبارزه‌ی‌ زیادی کرده‌ و برای آزادی خود خون بسیاری داده‌ و مردم زیادی در این مبارزه‌ زندگی خود را فدا کرده و اشک ریخته است، علت عدم موفقیت تنها این نبوده که‌ رژیم نیروهای سرکوبگر بیشتری داشته،‌ بلکه‌ بی‌سوادی، فقر و فلاکت در بین مردم ایران نقش مهمی در این مبارزه‌ داشته‌ است. این عدم سواد و آگاهی، عقب افتادگی،آتویست در دست رژیم ایران. مردم کم‌آگاه‌ و کم‌سواد را می‌شود آسانتر استثمار کرد و با سیاست فریبانه‌، آنرا می‌توان از راه‌ دور کرد و یا به‌ جنگ برد. در چنین سیاستی، آخوندها تخصص زیادی دارند. به‌همین علت کسانی که‌ حکومت کشور را در ایران در دست داشتند و دارند، از عقب‌ماندگی جامعه‌ سوءاستفاده‌ کرده‌ و تا به‌ حال می‌کنند.داشتن سواد و فرهنگ، اجتماع را هوشیار می‌کند و به‌ روح و درون انسان روشنایی می‌آورد. دنیای امروز را نباید با دنیای 200 یا 100 یا حتی 50 سال قبل مقایسه‌ کنیم. اگر در آن زمانهای دورافتاده، ملت‌ها هنوز متوجه‌ حق و حقوقشان نبودند و حتی از هویت خودشان ناآگاه‌ بودند، امروز دیگر لازم نیست دنبال این آگاهی بروند. ملتهای ایران نسبت به‌ آن زمان سواد بیشتری به‌دست آورده‌اند و آگاهتر شده‌اند. وجود رسانه‌های گروهی، رفت‌وآمد به‌ خارج از کشور، ارتباط با دنیا را سریعتر می‌کند و اطلاعات بیشتری بر اجتماع اضافه‌ می‌کند. دنیا نسبت به‌ گذشته‌ تغییرات بسیاری کرده‌ است و مبار‌زه‌ ما برای دموکراسی در ایران چندان طولی نخواهد کشید.چه‌ باید کرد وقتیکه‌ نیروهای سرکوبگر به‌ سرکوبگری خود ادامه‌ می‌دهند؟ جلو آن باید ایستاد و مبارزه‌ علیه‌ بی‌عدالتی آنان را ادامه‌ داد. همراه‌ این مبارزه‌ نباید مبارزه‌ علیه‌ بی‌سوادی مردمانمان و آگاه‌‌کردن آنان را فراموش کرد. زیرا اهمیت آن از مبارزه‌ علیه‌ دشمن کمتر نیست.اگر اعتقاد داریم که‌ زندگی و انسانیت ارزش حیاتی دارد، آنوقت باید برای آن فعالیت بکنیم. در این صورت احتیاج به‌ سازماندهی داریم واین امکان را سازمانی یا اینکه‌ حزبی که‌ همفکر ما می‌باشد به‌ما می‌دهد. در ایران سازمانها و شخصیتهای آزادیخواه که‌ برای دموکراسی می‌کوشند کم نیستند. من کمی از حزب دمکرات کردستان ایران خواهم گفت.دیگر می‌دانیم که‌ دموکراسی معنی آزادیهای مختلف مردم است. باید این را اضافه‌ بکنم که‌ دموکراسی احتیاج به‌ سازمانهای پرقدرت دارد، برای اینکه‌ ضامن عملکرد درست و دموکراسی باشند. یعنی شرط موجودیت دموکراسی، بودن رژیمی دمکرات، قدرتمند و قانونمند است.اگرچه‌ حزب دمکرات کردستان ایران در کشوری غیردمکرات فعالیت می‌کند، اما یک نیروی دمکراتیک است. برای آزادی ملت کرد مبارزه‌ می‌کند تا ملت بتواند در آینده‌ در فضای دمکراتیک از آزادیهای خود استفاده‌ کند. با اینکه‌ در ایران امکان فعالیت آزاد ندارد، اما مخفیانه‌ هم در ایران و هم در چهارچوب برنامه‌ی‌ خود همکاری با سازمانهای دمکراتیک و مبارزه‌ برای تامین دمکراسی در ایران را مورد نظر دارد. هرچند برای چنین حزبی که‌ اعضای آن همیشه‌ تحت تعقیب هستند و این نیز به‌ نوبه‌ی‌ خود مشکلات زیادی به‌وجود می‌آورد، ولی بانظم و دارای دیسپلین هست. طبیعتاً رعایت نظم در کار و فعالیت در دوران هجرت و جنگ و در شرایط سخت خارج از کشور، لازم است.یادم هست از کنگره‌ پنج حزب دمکرات به‌ بعد از عبدالرحمان ]قاسملو[ انتقاد می‌گرفتند که‌ شیوه‌‌ی کارش به دیکتاتوری تبدیل می‌شد و دمکراسی را رعایت نمی‌کرد. من هم متوجه‌ سختگیری او شده‌ بودم، ولی در فعالیت ضددیکتاتوری و یا در زمان جنگ، دمکراسی باید اجباراً قانونهای انضباط را رعایت کند. انضباط در کار و فعالیت روزانه‌ همیشه‌ مهم است. اما در مبارزه‌ی‌ سیاسی و در حال جنگ رعایت‌نکردن انضباط یعنی تصمیم‌گیری در بین مرگ و زندگی می‌باشد. عبدالرحمان که‌ بیشترین مسئولیت جنگ را به عهده‌ داشت، نمی‌توانست جز دمکراسی محدودی را در حزب برقرار کند. عدم نظم و دیسپلین در حال جنگ حزب را نابود می‌کرد و در درجه‌ی‌ آخر به ضرر ملت و کشور تمام می‌شد.آنهائی که‌ از عبدالرحمان انتقاد می‌کردند، در نظر نمی‌گرفتند که‌ جنگ معیار کار مبارزه‌ را تغییر می‌دهد، در جنگ اصولهای نظامی باید رعایت شوند، بدون انضباط راه‌ به سوی پیروزی هموار نخواهد شد.سختگیری عبدالرحمان را انتقادکنندگان به‌ مفهوم دیکتاتوری محکوم کردند و بعد از کنگره‌ هشت از حزب جدا شدند. من در آنزمان از عمل جدایی آنان ناراحت بودم. عبدالرحمان به من گفت: نگران نباش، بدون آنان کار در حزب آسانتر خواهد شد. ولی من در نگاهش نگرانی دیدم.امروز حزب مثل آن وقت در حال جنگ نیست. رهبران و همچنین بعضی از مسئولین او در کنار ملت خود نیستند و خارج از کشور به سر می‌برند. می‌گویند: اگر رزمندگان مجبور به‌ ترک سرزمین خود شوند اینجا باید برای هستی خود "مبارزه‌" کنند.28 سال قبل حزب درگیر مبارزه‌‌ی مسلحانه‌ سختی علیه‌ رژیم خمینی بود و حکومت ایران می‌خواست این حزب را با تمام قدرت نابود کند. اما موجودیتش پایدار بود و ملت کرد با تمام نیرو پشتیبان او بود و موقعیت حزب برای مردم روشن و بی‌سئوال بود. امروز در موجودیت حزب شکی نیست، ولی دور از مردمش باید برای پایداری خود هم مبارزه‌ بکند. ملت بازهم در پشت حزب خود می‌باشند، ولی احتمال دارد که‌ در مورد عوض‌شدن تمام شرایط و در نتیجه‌ آن شیوه‌ مبارزه‌ حزب برای ملت سئوالاتی به وجود آمده‌ باشد. در ضمن این را می‌دانیم که‌ رژیم همیشه‌ می‌کوشد حزب را از بین ببرد و برای او اشکالات زیادی به وجود بیاورد. حالا این سئوال پیش می‌آید که‌ در کدام یک از زمان و حالات مبارزه‌ مسئولیت و اشکالات حزب بیشتر روی می‌دهد. در جنگ علیه‌ ارتشهای جمهوری اسلامی یا اینکه‌ در مبارزه‌ برای پایداری حزب در وضع پرمشکلات خارج از کشور؟ در هر دو حالت حزب ضد خطر از بین رفتن خودش مبارزه‌ می‌کرد و این واقع متأسفانه‌ بدون اشکالات در داخل حزب فهمیده‌ نشد و دوباره‌ انشعاب شد.از من سئوال شد که‌ نظر من نسبت به آن جدایی چیست؟ در جواب گفتم که‌ در شرایط کنونی حزب، در حالی که‌ کار و موجودیت حزب دچار مشکلات است، عمل جدایی را خیانت به‌ حزب و ملت کرد می‌دانم. چندی نگذشت که‌ متوجه‌ شدم جمعی از بچه‌ها را آزار دادم و از من ناراحت شده‌اند. می‌بایستی نظر خود را کامل‌تر توضیح می‌دادم و در اینجا می‌خواهم آنرا برطرف کنم.یادآوری می‌کنم که‌ اکثر آنهایی که‌ دوباره‌ باعث انشعاب در حزب شدند، همان کسانی هستند که‌ بعد از کنگره‌ی‌ هشت از حزب جدا شده‌ بودند. آنوقت مخالف دکتور قاسملو بودند. بعد از ترور عبدالرحمان و صادق شرفکندی، به‌ حزب بازگشتند و دوباره‌ اصول و مقررات حزب را رعایت نکردند تا دو باره‌ حزب را ترک کردند و حالا می‌گویند که‌ دنبال خط‌مشی دکتور قاسملو می‌روند. حرف و رفتار و عمل آنها را چگونه‌ می‌توان تحلیل کرد؟تجربه‌ کاری در حالتی که‌ حزب درگیر جنگ شدیدی با رژیم اسلامی بود، باعث تضعیف حزب بود و دشمن را هم قوی‌تر و هم خوشحال کرد.عمل جدایی، موجودیت حزب را دوباره‌ در خطر می‌اندازد و این برای ملت مفهوم نیست. وضعیت کنونی حزب دمکرات با 28 سال قبل البته کاملاً فرق دارد، اما موجودیتش در خطر کمتری نیست.از طرف دیگر تصور اینکه‌ چنین تغییراتی که‌ در مبارزه‌ی حزب به وجود آمده‌ است و جمعی از اعضای حزب به آن اعتراض داشته‌ باشد، مشکل نیست. اگر از حزب بیرون رفتند پس از مبار‌زات برای ملت خود تصور دیگری داشتند.حرفی که‌ درباره‌‌ی خیانت عمل جدایی زدم مربوط به‌ کسانی نبود که‌ با نهایت دلپاکی و دلسوزی این تصمیم را گرفتند و می‌خواهند به‌ این شیوه‌ به‌ ملت کرد خدمت بکنند. حرف بنده‌ رو به‌ کسانی است که‌ مسئول و مقصر این جدایی هستند.عبدالرحمان می‌گفت: همیشه‌ کسانی پیدا می‌شوند که‌ از شیوه‌‌ی کار ما راضی نیستند. حرفهای آنانرا باید گوش کنیم و اگر انتقاد آنان درست باشد وظیفه‌ ما مسئولین این است که‌ کار نادرست را برطرف کنیم. اگر انتقاد آنان زمینه‌ی‌ درستی نداشته‌ باشد، بازهم با ماست که‌ با‌ آنها مسئله‌ را در میان بگذاریم و توضیح و جواب کافی و قانع‌کننده‌ بدهیم.اندیشه‌ و دورنگری عبدالرحمان، که‌ شایسته‌ رهبر دمکرات است، متأسفانه‌ همیشه‌ به هدف خود نمی‌رسد.عبدالرحمان برای ملت کرد و برای ایرانی آزاد مبارزه کرد و جان خود را فدا کرد. در طول سالهای مبارزه‌ کوشش می‌کرد حزب قوی و متحد بماند. من مطمئن هستم که‌ آرزوی عبدالرحمان امروز این می‌بود که‌ اعضای هر دو طرف، آنهایی که‌ سرنوشت مردم کرد برایشان عزیز و مهم است، دوباره‌ یک زبان مشترک پیدا می‌کردند و نمایندگی را که‌ خلق کرد به‌آنها داده‌ است با مسئولیت و نیروهای مشترک به‌ اجرا در می‌آوردند.وقتیکه در جواب، من عمل جدایی را خیانت نامیدم، افکارم به‌ تاریخ ده‌ها سال که‌ در کنار خلق کرد و خلقهای ایران و با مبارزه‌‌ی آنان بودم، با‌ حزب دمکرات کردستان ایران و مبارزه‌ی‌ قهرمانانه‌ اعضای این حزب و به‌ گفتگوی عبدالرحمان رفته‌ بود و آن همه‌ را در گفتگوی کوتاه‌مدت با روزنامه‌نگار نمی‌شد گفت.در آخر لازم می‌دانم جواب به کسانی بدهم که‌ می‌گویند حق نیست من درباره‌ی‌ کرد و حزب دمکرات کردستان ایران نظر بدهم.هفده‌ سالم بود که‌ با عبدالرحمان آشنا شدم. از این تاریخ به بعد سرنوشت من با ملت کرد، کردستان و ایران و حزب دمکرات کردستان ایران گره‌ داده‌ شد. برای حزب دمکرات که‌ آن را همیشه‌ مدافع ملت کرد و همه‌ی‌ مردم ایران می‌دانستم، هر کار و کمکی از دستم برمی‌آمد انجام دادم. تمام زندگی من به‌ کردستان و به‌ ایران وابسته‌ بوده‌ و وابسته‌ می‌ماند.آیا آن کسانی که‌ آرزو دارند من ساکت و بی‌حرف و بی‌نظر بنشینم، می‌توانند درباره‌ی‌ گذشته‌ خود چنین بگویند؟ بنابراین تا زنده‌ هستم، اگر از من سئوال بشود جواب خواهم داد و اگر حرفی برای گفتن داشته‌ باشم، بیان خواهم کرد.

قاسملو را از یاد نبرده‌ایم،

قاسملو، قاسملو راهت ادامه‌ دارد।

راهیان قاسملو پیمان بسته‌اند.
سفر چند روز اخیر جلاد و خونخوار محمود احمدی نژاد رئیس جمهور رژیم تاریک اندیشان آخوندی ایران، به‌ سرزمین مادری ابر مرد تاریخ ملت کرد و رهبر بی نظیر و بی همتای حزب دمکرات کردستان ایران، زنده‌ یاد شهید عبدالرحمن قاسملو مرد سلح و آشتی.جیره‌ خواران رژیم نا مشروع آخوندی از جمله‌ دکتر رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی در گفتگو با خبر نگاری ایرنا، از استقبال گرم، و بالا بردن روحیه‌های مردم، در مورد سفر شخصی که‌(احمدی نژاد) دستانش آلوده‌ به‌ خون رهبر برجسته‌ و محبوب ملت کرد و بستگانش میباشد، خبر میداد.از سوی دیگر قصاب بشریت آخوند غلامرضا حسنی امام جمعه‌ ارومیه‌ و صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که‌ یکی از همراهان احمدی نژاد بوده‌ است، بار دیگر با هدف غلبه‌ بر احساسات دینی و مذهبی مردم آذربایجان غربی قصد مصموم ساختن افکار آنها و از یاد بردن نیازهای اجتماعی و فرهنگی شان داشتند، به‌ این معنا که‌ دولت نهم را نمایانگر صفات الهی میخواندند.جالب تر از همه‌ قاتل دکتر قاسملو در دیدار جمعی از خانواده‌های بسیجی و جان بختگان جمهوری اسلامی تنها عامل پایدار ماندن حکومت اسلامی را ایثار و شهادت میدانست، که‌ از دیدگاه احمدی نژاد ایثار و شهادت به‌ معنای ترور و مبارزه‌ با انسانیت است.غافل از اینکه‌ این غافلان از یاد برده‌اند که‌ ملت کرد وما راهیان ابر مرد تاریخ ملت کرد و میراث بی نظیر ملت کرد در کردستان ایران از یاد نبرده‌ایم روزهایی که‌ احمدی نژاد و یاران خون آشامش میخواستند جنبش آزادیخواهانه‌ و ملی دموکراتیک ملت کرد در کردستان ایران را با از بین بردن وجود فیزیکی دکتر قاسملوی بی همتا به‌ بن بست برسانند.از یاد برده‌اند که‌ افکار و اندیشه‌های دکتر قاسملو همچون میراثی جاودانه‌ نسل به‌ نسل چراغ راه آینده‌ جنبش آزادیخواهانه‌ ملت کرد در کردستان ایران و ‌همچنان شعار قاسملو، قاسملو راهت ادامه‌ دارد سر مشق مبارزه‌ ماست.راهیان قاسملو پیمان بسته‌اند تا رسیدن به‌ آرمانهای والای دکتر قاسملو در سنگر آزادی و دموکراسی مبارزه‌ خواهند کرد.

حزب دمکرات کردستان ایران