دوشنبه

دیدارهای‌ دبیركل حزب دمكرات در حاشیه‌ بیست‌وسومین كنگره‌ انترناسیونال سوسیالیست




دبيركل PDKI در حاشیه‌ی بیست‌وسومین کنگره‌ی انترناسیونال سوسیالیست با چندین هیئت شرکت‌کننده در کنگره ملاقات نمود.

احزاب و گروه‌هایی که دبيركل حزب دمکرات با آنها دیدار نمود، عبارتند از:

حزب کارگر اسرائیل

حزب سوسیال دمکرات آلمان

رئیس حزب سوسیال دمکرات ژاپن، که یکی از معاونان رئیس انترناسیونال است.

مسئول گروه کاری کردها در SI، جناب آقای کونی فدریکسون

حزب سوسیال دمکرات سوئد

حزب مردم پاکستان به رهبری آصف علی سرداری، همسر بی‌نظیر بوتو

رئیس حزب دمکرات نوین کانادا

رئیس ارتباطات بین‌الملل حزب سوسیالیست نروژ

رئیس روابط بین‌المللی حزب کار نروژ

جناب آقای مصطفی هجری، در تمامی ملاقات‌ها، ضمن تشریح سیستماتیک نقض حقوق بشر در ایران، در مورد خواست‌های دمکراتیک ملت کرد و تمامی ملت‌های دیگر ایران، مسئله‌ی تروریسم، مسئله‌ی دستیابی رژیم آخوندی به سلاح اتمی و همچنین دخالت‌های رژیم در امور داخلی کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه، به بحث و تبادل نظر پرداختند.قابل ذکر است در دیدار دبیرکل حزب و مسئول گروه کاری کردها در SI، بر فعالتر نمودن و سرعت بخشی بیشتر به کارهای گروه، تأکید گردید.بیست‌وسومین کنگره‌ی SI از صبح روز 10 تیرماه آغاز به کار نمود و پس از 3 روز فعالیت مداوم در 12 تیرماه خاتمه یافت.

دیدار دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران با مسئول کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو

آقای مصطفی هجری دبیرکل PDKI، همراه با آقایان خسرو عبداللهی، مسئول بخش روابط حزب در خارج از کشور و آکو الیاسی، نماینده‌ی حزب در کشور سوئیس، با مسئول کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو دیدار کرد. در این دیدار، آقای مصطفی هجری با اشاره به مسئله‌ی حقوق بشر در ایران، بالاعم و نقض حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی در کردستان، بالاخص، فشار و سرکوب ملت کرد و سایر ملیت‌های ایران، زندانی‌کردن دگراندیشان، روشنفکران، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر و مدنی در ایران و کردستان توسط مسئولان رژیم جمهوری اسلامی؛ موانع موجود به سر راه دستیابی مسئولان و مقامات کمیسیون حقوق بشر به مناطق دیگر ایران را مورد بحث و بررسی قرار داد.

متن پیام رفیق مبارز، آقای مصطفی هجری به بیست‌وسومین کنگره‌ی انترناسیونال سوسیالیست




آقای رئیس!


حضار محترم!


برایم مایه‌ی بسی مباهات است که در حضور شما درباره‌ی نوعی از دمکراسی سخن به میان آورم که اختلاف میان ملیتها را مرتفع می‌سازد و میانشان برادری و زندگی مشترک و مدرن برقرار می‌سازد. ملت ما، ملت کرد که به طور کلی بزرگترین ملت بدون دولت و تحت ستم خاورمیانه محسوب می‌شود، طی دو قرن گذشته در راستای تأمین دمکراسی و حقوق ملی خویش، علیه دیکتاتوری به مبارزه برخاسته است. در راستای این هدف، خانه و کاشانه‌امان به آتش کشیده شده، مردممان قتل عام شده و از ابتدایی‌ترین حقوق بشری که حق تحصیل به زبان مادری می‌باشد، محروم شده‌ایم.به منظور ارائه‌ی توضیحات بیشتر در این‌ باره، اجازه می‌خواهم در مورد چگونگی رفتار و رویکرد حکومت جمهوری اسلامی ایران در قبال ملت کرد در کردستان ایران، که فعالیت سیاسی حزب ما مربوط بدان منطقه است، بحث نمایم:از روزهای اوایل روی کار آمدن آن رژیم، حزب ما، حزب دمکرات کردستان ایران با همکاری مجموعه‌ای از دیگر احزاب سیاسی کردستانی، به منظور یافتن راه‌حل مسالمت‌آمیز مسئله‌ی کرد در آن کشور، به حکومت پیشنهاد مذاکره داد، اما آنها در پاسخ، پس از یک سال فرصت‌سوزی و هنگامی که ارتش متفرق خود را دوباره سازماندهی کردند، احزاب سیاسی کردستان را غیرقانونی اعلام نمودند، به کردستان یورش بردند و حتی خمینی، علیه ملت کرد فتوای جهاد صادر نمود. این وضعیت در کردستان، هنوز هم ادامه دارد. در این مدت، هزاران تن از مبارزین کرد، به‌ویژه مبارزین حزب دمکرات کردستان ایران در داخل کشور و خارج از کشور جانشان را از دست داده و یا ترور شده‌اند که دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر صادق شرفکندی، دو دبیرکل حزب نیز در این لیست جنایت و ددمنشی جای می‌گیرند.نیروهای رژیم، هم‌اکنون به مثابه‌ی منطقه‌ای تحت اشغال با کردستان و مردمش رفتار می‌کنند. سیاست رژیم جمهوری اسلامی بر این مبنا استوار است که از طریق قوه‌ی قهریه و قلع‌وقمع، خواست دمکراسی و حقوق ملی آن ملت را محو نماید، زیرا بر این باورند که گسترش هرگونه جنبش آزادیخواهی، منجر به تجزیه‌ی ایران خواهد شد، به همین دلیل است که فعالین سیاسی ما و سایر ملیتهای ایرانی را جدایی‌طلب خطاب می‌کنند و به تبع آن، اشد مجازات را برایشان در نظر می‌گیرند. هم‌اکنون، دهها تن از مبارزین حزب ما در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می‌برند. فقط در 6 ماه اخیر، 42 نفر از مردم کرد به روشهای مختلف توسط رژیم کشته شده‌اند، صدها تن به زندان افکنده شده‌اند، آمار جنایتهای رژیم که در این 6 ماه در کردستان مرتکب شده، در اختیار شما گذاشته شده است. آنچه که درباره‌ی کردستان به اختصار اظهار داشتم، فقط اشاره‌ای نمونه‌وار بود و وضعیت سایر ملیتهای ایران با کمی تفاوت بر همین منوال است. حضار گرامی!اجرای چنین سیاستی طی 30 سال گذشته، موجب گسترش روزافزون مبارزات مردم در برابر رژیم شده است و رژیم نیز هر روزه بر شدت و شقاوت سرکوب‌هایش می‌افزاید.به نحوی که رژیم در حال حاضر، مبارزات زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان و سایر اقشار و طبقات جامعه که تنها برای احقاق حقوق صنفی خویش مبارزه می‌کنند را به شدت سرکوب می‌کند.حزب دمکرات کردستان ایران که تجربه‌ی بیش از 60 سال مبارزه علیه دیکتاتوری و در راستای تأمین دمکراسی در ایران را در کار‌نامه‌ی خود دارد، بر این باور است که تنها راه زندگی مسالمت‌آمیز ملیتهای گوناگون در کشوری کثیرالملله به مانند ایران، تأمین کلیه‌ی حقوق دمکراتیک و ملی آنها می‌باشد، این مهم هم تنها از طریق نظامی دمکراتیک و فدرال در ایران متحقق خواهد شد که هر ملتی در منطقه‌ی خود، از حاکمیت محلی در مورد اداره‌ی امور خود برخوردار باشد و بنابر قانون نیز، در اداره‌ی امور کلی کشور مشارکت نماید. در راستای متحقق نمودن این خواست، حزب ما با همکاری 15 حزب و سازمان دیگر متشکل از همه‌ی ملیتهای ایران، جبهه‌ای را تحت عنوان کنگره‌ی ملیتهای ایران فدرال" تشکیل داده است و با همدیگر همکاری می‌کنند. رفقای گرامی!چنانچه تغییر حکومت جمهوری اسلامی ایران به حکومتی دمکراتیک، خواست همه‌ی ملیتهای ایران و جامعه‌ی بین‌المللی باشد، فعالیت در این راستا مستلزم همکاری همه‌جانبه است. اما متأسفانه، آزادیخواهان ایران در این میدان تنها هستند، آنها احتمالاً قادر نباشند برای مدتی طولانی در برابر قلع‌وقمع و سرکوب ددمنشانه‌ی رژیم مقاومت کنند و این خطر احساس می‌شود که در نهایت از مبارزه نومید گردند. این در حالیست که صدای اعتراض جامعه‌ی بین‌المللی علیه ایران، بیشتر به تلاش رژیم برای غنی‌سازی اورانیوم به منظور دستیابی به سلاح هسته‌ای و تهدید رژیم نسبت به کشورهای منطقه محدود شده است.پرسش ما در اینجا اینست که، در صورتی که رژیم از غنی‌سازی اورانیوم منصرف شود و کشورهای منطقه را مورد تهدید خود قرار ندهد، آیا جامعه‌ی بین‌المللی از رژیم رضایت حاصل خواهد کرد و رژیم را مساعدت خواهد نمود؟، در چنین وضعیتی، دست ایران در سرکوب و ظلم‌ رواداشتن نسبت به آزادیخواهان و ملیتهای ایران بازتر خواهد شد و به طرزی بی‌باکانه آنها را کشته و سرکوب خواهد کرد. جمهوری اسلامی در راستای گسترش ترور، بی‌ثباتی در منطقه و استقرار دیکتاتوری مذهبی مشابه خود در سایر کشورهای جهان، کلیه‌ی توانایی‌های مادی و مذهبی خود را به کار گرفته است، به حکومتها و گروههای بنیادگرا در منطقه بیشترین کمک را می‌کند، همگی آنها با همدیگر و تحت رهبری و یاری‌رسانی ایران، در برابر پیشبرد دمکراسی و ثبات در منطقه مانع‌ بزرگی را ایجاد کرده‌اند و تاکنون به موفقیت نیز رسیده‌اند.حکومتها و سازمانهای دمکراتیک کشورهای جهان در مقابل این جبهه‌ی نیرومند و مخاطره‌آمیز و در راستای قدرت گرفتن دمکراسی، از بین‌‌بردن موانع موجود و حمایت از نیروهای دمکراسیخواه ایران و منطقه چه اقدماتی را به انجام رسانده‌اند؟ما امیدوار هستیم که تا فرصتها بیش از این به هدر نرفته و مخاطرات رژیم جمهوری اسلامی ایران فزونی بیشتری نیافته‌اند، برای این مورد چالش‌برانگیز که به طرز روزافزونی گسترش می‌یابد و نیرو می‌گیرد، راه‌حل مناسبی در نظر گرفته شود.


حزب دمکرات کردستان ایران


دبیرکل مصطفی هجری


زندگینامه ‌مصطفی هجری

مصطفی هجری تاریخ تولد: 1945
تاریخ تولد: 1945
محل تولد: نقده‌
میزان تحصیلات: لیسانسن ادبیات فارسی، دانشگاه‌ تهران
زبانها: کردی، فارسی، انگلیسی، ترکی آذری
تاریخ پیوستن به‌ حزب: ١٣٥٨ (١٩٧٩)
تاریخ انتخاب به‌ عضویت کمیته‌ مرکزی: ١٣٥٨(١٩٧٩)
تاریخ انتخاب به‌ عضویت دفتر سیاسی: ١٣٥٩ (١٩٨٠)

مسئولیتها:
عضو کمیته‌ مرکزی / مسئول رادیو صدای کردستان ایران (١٣٥٩ هجری)
عضو دفتر سیاسی / مسئول کمیسیون مال (١٣٥٩ تا ١٣٦٤)
عضو کمیته‌ مرکزی / مسئول منطقه‌ آژوان (١٣٦٤)
‌عضو کمیته‌ مرکزی / مسئول دانشکده‌ حزبی (١٣٦٦)
عضو دفتر سیاسی / مسئول کمیسیون سیاسی – نظامی (١٣٦٧ تا ١٣٧١)
جانشین دبیرکل/ مسئول کمیسیون سیاسی – نظامی (١٣٦٨ تا ١٣٧١)
دبیر کل (١٣٧١ تا ١٣٧٤)
جانشین دبیرکل / مسئول کمیسیون انتشارات ( ١٣٧٤ تا ١٣٧٩)
عضو دفتر سیاسی / مسئول کمیسیون سیاسی – نظامی (١٣٧٩ تا ١٣٨٣)
دبیر کل (١٣٨٣)

‎بیانیه‌ی پایانی پلنوم پنجم کمیته مرکزی حدکا

هم میهنان گرامی!
توده‎های مقاوم مردم کردستان!
اعضا و هواداران حزب دمکرات کردستان ایران!
کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران، ساعت 9 بامداد روز یکشنبه ششم بهمن ماه 1387 خورشیدی برابر با 25/1/2009 میلادی، پنجمین پلونوم خود را با حضور اکثریت قریب به اتفاق اعضای اصلی و علی البدل کمیته مرکزی برگزار نمود. پلنوم با اعلام یک دقیقه سکوت به احترام شهدای راه آزادی کردستان آغاز به کار نمود. ابتدا دستور کار پلنوم که پیشتر به اطلاع اعضای رهبری حزب رسیده بود و همچنین برنامه زمانی، کارهای پلنوم مورد بحث قرار گرفته و با افزودن چند بند به دستور کار مورد تصویب قرار گرفت. پس از تصویب دستور کار پلنوم، آقای مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، تحلیلی سیاسی پیرامون آخرین تحولات در حد فاصل پلنوم‎های چهارم و پنجم به حاضران در پلنوم ارائه نمود که اوضاع منطقه خاورمیانه، ایران و کردستان و مسائل درونی حزب را در بر میگرفت. سپس حاضران در پلنوم به بیان نظرات خود پیرامون مباحث مطروحه پرداخته و با توضیحات خود بر غنای تحلیل‎ها افزودند.در تحلیل دبیرکل، انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا و انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری این کشور مورد اشاره قرار گرفت. در این رابطه پلنوم بر این باور بود که این انتخابات و چنین انتخابی با همه ویژگیهایش و با در نظر گرفتن مشکلاتی همچون بحران اقتصادی، بکاری، مشکلات عراق، افغانستان، مبارزه با تروریسم و تنش‎های منطقه‎ای پیش روی دولت جدید آمریکا، تحولی اساسی در سیاست کلی و خارجی آمریکا ـ که در چهارچوب استراتژی آمریکا و آن هم بر مبنای منافع این کشور استوار است ـ صورت نخواهد گرفت. اما تاکتیکها و روشهای نیل به این اهداف و آرمان‎ها به گونه‎ای تعیین می‎گردند که مذاکره، نقش پررنگ‎تری ایفا نموده و روابط آمریکا را با چین و روسیه و اتحادیه اروپا عادی نماید و در مسائل بین‎المللی و حل بحران‎ها بیشتر آنان را سهیم نموده و همکاریهای افزون‎تری را در این زمینه برقرار نماید. پلنوم، نشست اخیر کشورهای 1+5 را که اینبار با حضور سران چند کشور عربی تاثیرگذار، در نیویورک برگزار شد، نوعی تلاش برای منزوی ساختن رژیم جمهوری اسلامی و هم آوایی بخشی از کشورهای عربی با کشورهای 1+5 و کلیه‎ی کشورهای غربی ارزیابی نمود. پلنوم در چهارچوب بحث سیاسی مربوط به خاورمیانه، با اشاره به وضعیت عراق بر این باور بود که فشار همسایگان عراق بر حکومت این کشور به منظور محدود نمودن موقعیت کردها در حکومت مرکزی و کاهش اختیارات حکومت منطقه‎ای کردستان علناً احساس میشود و همین امر سبب تنش میان حکومت مرکزی و حکومت منطقه‎ای کردستان گشته است. در چنین شرایطی پلنوم وظیفه‎ی نیروهای دمکرات و میهن‎پرست دانست که از تثبیت دستاوردهای دمکراتیک عراق فدرال حمایت، و از حکومت منطقه‎ای کردستان برای تامین خواستهای دمکراتیک خلق کرد در این بخش، و حل مشکلات فیمابین بغداد و اقلیم کردستان از طریق مذاکره و پایبندی به قانون اساسی این کشور پشتیبانی نمایند.پلنوم، جنگ اخیر میان اسرائیل و حماس را مورد بحث قرار داد. در این رابطه پلنوم تاسف خود را به دلیل زیان‎های انسانی و مادی این جنگ اعلام، و حمایت خود از تلاشهای دیپلماتیک به منظور دستیابی به صلحی عادلانه و پایدار ابراز نمود، آشتی و صلحی که بتواند موجودیت و امنیت اسرائیل را تضمین و سرزمین و حاکمیت مستقل فلسطینی‎ها را تامین نموده و از این طریق از اخلال‎گری و مداخله‎ی حکومتهای فتنه‎انگیزی همچون جمهوری اسلامی ایران جلوگیری به عمل آورد.پلنوم به تامل درباره‎ اقدام ترکیه در راه‎اندازی تلویزیون TRT6 و پخش برنامه به زبان کردی، و همچنین اجازه‎ی تدریس چند واحد درسی به زبان کردی در دو دانشگاه این کشور پرداخته و در این رابطه بر آن بود که چنین اقدامی در مقابل خواستهای ملت کردها در ترکیه امری ناچیز است، اما پلنوم ابراز امیدواری نمود که این گام اولیه، سرآغاز گامهای جدیدی برای تحقق حقوق ملی کردها در ترکیه باشد.پلنوم در بحث مربوط به ایران با در نظر گرفتن سیر تحولات، به این واقعیت توجه نمود که سیاست سرکوب و اعمال ضد انسانی رژیم، ادامه همان سیاست‎ها و اقدامات پیشین آن است با این تفاوت که روند و شمار اعدامها رو به ازدیاد نهاده و دستگیری و شکنجه دانشجویان، روشنفکران و آزادیخواهان به طرزی گسترده‎تر و علنی‎تر اجرا می‎گرد. نهادهای مدافع حقوق بشر، از جمله "دفتر کانون وکلای مدافع حقوق بشر" خانم شیرین عبادی توقیف شده و فعالان حقوق بشر در معرض خطر دستگیری، تعقیب و تهدید قرار دارند. اگر ایران در ‎ چنین وضعیتی قرار دارد، در کردستان خشونت به طرزی بیشتر و گسترده‎تر تداوم یافته و این اواخر دیده شد که روزنامه‎های روژهلات و آشتی توقیف گردیدند. در رابطه با اوضاع اقتصادی ایران، پلنوم با اشاره به وضع آشفته معیشت مردم، بیکاری و کم درآمدی مردم، پیش بینی نمود که وضع زندگی و معیشت مردم در آینده، پیش از این به وخامت گراییده و برخلاف سخنان احمدی‎نژاد که معتقد است بحران اقتصادی جهانی، ایران را دربر نخواهد گرفت و احتمال چنین امری را در حد صفر ارزیابی نمود، وضع اقتصادی کشور به ویژه با کاهش قیمت نفت به عنوان درآمد اصلی ایران، به وخامت بیشتر می‎گراید. سیاست بسیج نمودن که جمهوری اسلامی به طرز گسترده و همه‎جانبه با تشویق، تهدید و حتی وادار نمودن مردم، به اجرا در می‎آورد، یکی دیگر از مباحث پلنوم بود، حاضران در پلنوم این سیاست و اقدام رژیم را توطئه‎ی دیگری علیه آزادیخواهان ایران و در راستای سرکوب بیشتر جنبش مردم کردستان و در عین حال نشانه‎ی نگرانی رژیم از آینده‎ی خود دانستند. پلنوم در این رابطه معتقد بود که هرچند تجربه نشان داده این قبیل توطئه‎ها در شرایط دشوار نمیتواند رژیم را از این سرنوشت محتوم برهانند، با این حال از توده‎های مردم کردستان خواست که در مقابل این توطئه‎ی رژیم هوشیار بوده و اجازه ندهند تعداد هرچند اندکی از فرزندان خلق کرد نیز فریب وعده و وعیدهای رژیم را خورده و تبدیل به آلت دست دشمن برای سرکوب خلق کرد و جنبش مشروع آن گردند. پلنوم در بخش دیگری از کار خود، طرح آیین‎نامه‎های پیشنهادی کمیسیون‎ها را مورد بحث قرار داده و پس از اعمال نظرات اصلاحی به تصویب رساند. پلنوم در همین چهارچوب با تجدیدنظر در آیین‎نامه‎ی درجه کادر سیاسی و نظامی، اصلاحات لازم را در آن به عمل آورد.در بخش پایانی پلنوم نیز اعضای علی‎البدل و مشاوران کمیته‎ مرکزی در خارج از کشور انتخاب گردیدند.
حزب دمکرات کردستان ایران
دفتر سیاسی

نگذاریم حکومت گلزار (گورستان) خاوران را تخریب کند

2009-01-25


مقامات جمهوری اسلامی به بهانه بازسازی، در تدارک تغيير چهره گلستان خاوران هستند. برنامه جمهوری اسلامی اين است که با تخريب قبرها، پاشيدن خاک تازه و کاشتن درختان جديد در محل دفن قربانيان اعدام های سال ٦۷، فضای خاوران را چنان تغيير دهد که آثار گورهای دسته جمعی خاوران که سند آشکارجنايت رهبران رژيم عليه بشريت می‌باشد به کلی محو شود و با گذشت زمان، فاجعه ملی ٦۷ به فراموشی سپرده شود. طبق گزارش‌های موثق در هفته اخير بخشی از گورستان خاوران توسط مامورین جمهوری اسلامی تخریب و درختکاری شده است و این اولین‌بار نیست که حکومت تلاش می‌کند با تخریب گورستان خاوران در تهران که محل گورهای دسته‌جمعی کشتارهای زندانیان سیاسی در سال ۱۳٦۷ می‌باشد، یکی از آثار این جنایت هولناک را پاک کند.درخاوران، صدها تن از قربانيان اعدام‌های دهه شصت که به حکم آيت الله خمينی در زندان‌ها به قتل رسيدند، در گورهای دسته‌جمعی دفن شده‌اند. در طول بيست سال گذشته، به‌رغم سرکوب‌های شدید، بگیروببندها، ضرب و شتم و آزار و بازداشت خانواده‌‌ها توسط مامورین رژیم، خاوران گلباران مي‌شود وخاطره و یاد آن آزادگان گرامی داشته می‌شود. اما خاوران تنها ميعادگاه مادران، همسران و فرزندان جان‌باختگان قتل‌عام سال ٦۷ نیست، بلکه خاوران و گورهای دسته‌جمعی آن گواه روشنی بر چگونگی برخورد این نظام ضد بشری و آزادی ستیز با مخالفین و دگراندیشان است.هراس از برملا شدن بیش از پیش حقایق که تنفر و بیزاری هرچه بیشتر توده‌های مردم ایران و وجدان‌های بیدار و آگاه در سطح جهان را به همراه دارد، حکومت جمهوری اسلامی را براین خیال باطل داشته است تا با تخریب و تغییر چهره گورستان خاوران و جلوگیری از تجمع خانواده‌ها، از رسوائی خود بکاهد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی می‌کوشد تا ضمن سرپوش گذاشتن برجنایات خود، خاطره هزاران انسان شریفی که در فاصله کوتاهی در زندان‌های رژیم اعدام شدند را از اذهان و افکار مردم محو کند. اما علیرغم همه ترفندها و رفتار ضد انسانی حکومت، پرونده قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳٦۷، به عنوان فاجعه ملی و جنابت علیه بشریت نزد مردم ایران گشوده است و تا روشن شدن ابعاد کامل این فاجعه و محاکمه آمرین و عاملین آن، از پای نباید نشست.ما ضمن محکوم کردن اقدام حکومت جمهوری اسلامی ایران در ویران کردن گورستان خاوران ومحو تدريجی آثار اعدام‌های دسته‌جمعی زندانيان سياسی، از مبارزه و تلاش خانواده‌ها و بستگان قربانیان در سازماندهی یک کارزار جهانی برای جلوگیری از ادامه این اقدام ویرانگر و غیرانسانی پشتیبانی می‌‌کنیم.
حزب دمکرات کردستان ایران،
حزب کومه‌له کردستان ایران،
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران،
سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت،
۴ بهمن ۱۳٨۷ – ۲۳ ژانویه ۲۰۰۹

یکشنبه

مدیریت دکتر قاسملو در حزب دمکرات کردستان ایران


علم و یادگیری برای دکتر قاسملو اصلی‎ترین پروژه بود. ایشان به عنوان استاد دانشگاه و انسانی آکادمیک برای طرح و اجرای تمام پروژه‎هایش از روشهای علمی بهره می‎گرفت، زیرا شخصیت سیاسی و انسانی وی در محیط‎های دانشگاهی شکل گرفته بود. برای طرح هر پروژه و برنامه‎ای، تجزیه و تحلیل مختص به آن را داشت و اندیشه‎ی مدیریتی شهید دکتر

قاسملو به چهارچوب و قالبی خاص محدود نمی‎شد، بلکه برای هر کاری بنابر اصول مدیریتی، تمامی ابعادش را مدنظر قرار می‎داد و تصمیم متناسب با زمان و مکان را تدوین می‎کرد. در این سالهای پس از شهادت دکتر قاسملو، گفتار و مقالات بسیار و با زوایای دید مختلف درباره‎ی دکتر قاسملو منتشر شده‎است، اما کمتر به مدیریت و مسئولیت وی در امور حزبی پرداخته شده ‎است.
در بسیاری از مقالات و موضوعات از سیر روبه‎رشد حزب دمکرات کردستان ایران در کنگره‎ی سوم حزب و برنامه‎ و اساسنامه‎ی درخور و پر محتوی متناسب با زمان آن بحث شده‎است که طرح آن برگرفته از قلم توانای دکتر قاسملو می‎باشد. زمانی که دکتر قاسملو دبیرکلی حزب را برعهده می‎گیرد زمانی است که با کوله‎باری از معرفت علمی و آکادمیک و تجربه‎ی سیاسی، اجتماعی و انقلابی پای به میدان سیاست در خاورمیانه می‎گذارد، زمانی که مسئله کرد یکی از آن مشکلاتی بوده که می‎بایست در دستور کار قرار گرفته و وجود حزبی امروزی و رهبریی توانمند و طراح و صاحب برنامه ضرورت داشته ‎است. برای اینکه بهتر بتوانیم نقش دکتر قاسملو را در زمینه‎ی مدیریت بازخوانی نماییم اشاره به اصول کلی مدیریت نموده و برای هریک از این اصول، نقش دکتر قاسملو را در عرصه‎ی مدیریتی حزب دمکرات کردستان ایران می‎سنجیم. دکتر قاسملو در بحث مدیریت می‎گوید: "شیوه‎ی مدیریت به طور کلی در حزب ما براساس ارتباطی زنده گذاشته شده‎است، راهنمایی و سپس اقناع. مسئول حزبی بایستی رهنمودها و تصمیمات را در بخشنامه‎ها اعلام نماید، بایستی رابطه‎ا‎ی فعال و زنده با افراد خویش داشته‎باشد، تفسیر نماید و خستگی ناپذیر باشد تا آن وقت که طرف مقابلش را به قناعت برساند." با اینکه مدیریت اشکال مختلفی دارد، هر شکل آن نسبت به وضعیت خاص موجودش برنامه‎ریزی خود را می‎طلبد، برای مثال مدیریت در کاری نظامی با مدیریت اداری متفاوت است اما مشارکت در مدیریت را در مواردی که دکتر قاسملو بالشخصه در بحث مدیریت از آن سخن گفته است مورد بحث قرار می‎دهیم.سبک مدیریت دکتر قاسملو، تلفیقی از مدیریت اداری و نظامی به صورت توامان بود که در نوع خودش خلاقیتی نوین بود و از اندیشه دکتر نشات می‎گرفت. از سوی بخش اعظم کادرها و پیشمرگان حزب، امورات اداری همچون رادیو، انتشارات و امور مالی و روابط خارج از حزب را بردوش داشتند، این وضعیت در حالی بود که هر دو بخش اداری و سیاسی ـ نظامی حزب به طور همیشگی و به علت حملات رژیم علیه مناطق کردستان در حال جابجایی بودند، بدین جهت ضرورت داشت که نخستین مرحله مدیریت به درستی اجرا گردد که عبارت بود از طرح کار مدیریتی جهت هماهنگی میان آن بخش‎ها و چگونگی مشخص کردن وظایف آنان، بخصوص هماهنگ نمودن شاخه‎ی نظامی حزب با شاخه‎ی تشکیلاتی و سیاسی در وضعیت آشفته‎ی مبارزه‎ی مسلحانه‎ی آن وقت، پیاده کردن طرحی منظم و اصولی جهت هماهنگی این دو بخش حزب و پیاده‎نمودن برنامه‎ی فعالیت هر یک از آنها و هماهنگی نطامندشان با یکدیگر دکتر قاسملو براین اعتقاد بود که انسان باید وقت‎شناس باشد و وقت‎شناسی بخشی از شخصیت انسان است و پیاده‎نمودن طرح و برنامه بیشتر در صحنه‎ی عملکرد روزانه است که نتیجه‎ی خویش را به منصه‎ی ظهور می‎رساند. ایشان برای پیاده‎نمودن هر برنامه‎ای، زمان و مکان و امکانات و احتیاجاتش را مدنظر قرار می‎داد. اصلی‎ترین نکته نزد دکتر قاسملو، اصل شفافیت در کار بود، طرحها روشن و مشخص بود و در برنامه‎های کاری وظایف فرد و جمع به وضوح مشخص بود. موردی دیگر در مدیریت شهید دکتر قاسملو، کنترل و نظارت بود برای اینکه بداند مسئولیتی را که به همراهانش سپرده است، چگونه اجرا شده‎است یا اینکه در چه مرحله‎ای از پیشرفت قرار دارد.دکتر قاسملو مدیری دمکرات بود دمکراسی درون تشکیلاتی نزد دکتر قاسملو بسیار قابل توجه بود، ایشان تا بدان حد دمکرات بود و به دمکراسی حزبی بها می‎داد که گاهاً باعث بـی‎نظمی می‎شد، اگر کسی از وی انتقادی می‎نمود که دمکراسی بیش از حد اعمال شده‎است می‎گفت که دمکراسی بها دارد باید هزینه‎ی دمکراسی را پرداخت وگرنه دمکرات نیستیم. می‎توان اشاره به کنگره‎ی هشتم حزب نمود، آن گروهی که در کنگره‎ی هشتم برای نخستین بار حزب را ترک کردند از زمره‎ی کسانی بودندکه در برهم زدن نظم و دیسپلین و نافرمانی به حقیقت دست بالایی داشتند. در بحبوحه‎ی کنگره و پس از آن نیز از دمکرات نبودن دکتر قاسملو سخن می‎گفتند. می‎گفتند تک‎رو است و حزب را در انحصار خویش دارد، پس از کنگره نیز، کنگره‎ی هشتم را غیردمکراتیک می‎دانستند زیرا به زعم آنان لیست فیکس شیوه‎ای دمکراتیک برای انتخابات نبود و از سوی دکتر قاسملو بر کنگره تحمیل شده بود، اما بلعکس این ادعاها، آن گنگره رای اکثریت اعضای کنگره را به همراه داشت، بدین خاطر مشروعیتش جای هیچگونه شک و شبهه‎ای نیست. در اینجا اهمیت مدیریت دکتر قاسملو مبنی برتحمل افراد غیر دمکراتیک و اصرار ورزیدن بر ارزشهای دمکراتیک واضح و مشخص است، حتی زمانی که منافع حزب در معرض خطر قرار داشته است با مدیریتی عقلانیت محور و دمکراتیک مشکلات را برطرف می‎نماید. یکی دیگر از موارد قوت دکتر قاسملو به عنوان مدیری کارآمد و رهبری توانمند در حزب دمکرات کردستان ایران، تلاش در جهت پرورش و مهارت بخشی به همکارانش بود، ایشان عرصه‎ی عمل را برای همکارانش فراخ می‎گذاشت. نسبت به توانایی مسئولیت هر شخص به او صلاحیت مدیریت توام با اختیار می‎داد تا بتواند ضمن انجام توانایی خلاقیت و ابتکار عمل نیز داشته باشد. تاثیرات این طرز عمل بیشتر پس از شهادت دکتر قاسملو آشکار گشت، زمانی که دکتر شرفکندی در آن اوضاع و احوال توانست وظایف آن رهبر شهید را به نحو احسن انجام دهد و ادامه‎ دهنده‎ی آن باشد، به طوری که تداوم و پویایی حزب ما تا به امروز مدیون آن شیوه‎ی مدیریت است، مدیریتی که حزب دمکرات کردستان ایران بر مبنای آن شکل گرفته‎ است، مدیریت جمعی و اصولی و دمکراتیک است که احتیاج مبرمی به هماهنگی تمامی سطوح مدیریتی آن دارد. تفکیک مدیریت حزبی انقلابی از مابقی شیوه‎های مدیریت در شرایط مبارزه‎ی خونین مسلحانه نشات گرفته از اندیشه‎های والای این رهبر بزرگ است که در بحثی از مدیریت به ظرافت و روشنی بدان اشاره می‎نماید. ایشان تلفیقی از مدیریت اداری و نظامی را اساس سبکی از مدیریت حزبی در شرایط خاص مبازره‎ی مسلحانه قرارداد و سعی کرد شاخه‎های سیاسی و نظامی در شهرها و روستاهای کردستان را با هم پیوند دهد تا بتواند بر تغییر و تحولات پیرامونی تاثیرگذار باشد و روند روبه‎رشد حزب را هموارتر و متداوم نماید. یکی دیگر از خصوصیات مدیریتی این رهبر فرزانه، تصمیم‎گیری در شرایط دشوار و حساس بود. بهترین سند جهت اثبات این امر، خاتمه‎ی جنگ میان ایران و عراق است. زمانی که تمامی کردستان نگران آن بودند که در این هنگامه‎ای که جنگ ایران و عراق خاتمه یافته‎است روند مبارزه و آینده جنبش ملت کرد و حزب دمکرات کردستان ایران که در آن عصر به عنوان یگانه چابک سوار میدان مبارزه در عرصه مانده بود، به چه سمتی سیر خواهد کرد و رهبری چگونه مکانیسمی جهت گذار از این مرحله برمی‎گزیند. در پلونومی که در ارتباط با خاتمه‎یافتن جنگ ایران و عراق تشکیل گردید ضمن بحث نمودن از بدترین حالت نسبت به حزب ما و آخرین تصمیمات مربوط به آینده‎ی حزب و ملت کرد، راهکارهای مناسب و جوانب مختلف مسئله را تحلیل نمود و فرمود: " جنگ ما همراه با جنگ ایران و عراق آغاز نشده‎است و با خاتمه‎ی جنگ آنان نیز مبازره‎ی ما پایان نمی‎پذیرد. جنگ ما، جنگی مشروع است، مبازره برای آزادی ملتی استثمار شده می‎باشد، در حالی که جنگ آنان، جنگی غیرمشروع است. جنگ نامشروع هیچ حاصلی برای ملت به دنبال نخواهد داشت. ما باید با پشتیبانی مردم کردستان خودمان را برای سخت‎ترین شرایط آماده‎سازیم. حتی شخص خودم اولین کسی خواهم بود که به همراه پیشمرگان به میدان مبارزه خواهم رفت، وظیفه‎ی ما ادامه‎دادن به مبازره در کردستان تا دستیابی به اهدافمان است و وظیفه‎ی رهبری است که مکانیسم درخور شرایط خاص را مشخص نماید. ادامه دادن به مبارزه‎ جهت دستیابی به استراتژی اتخاذ شده، در شرایط کنونی مسئولیتی حساس را بر عهده‎ی اعضای کمیته‎ی مرکزی می‎گذارد". دکتر قاسملو مدیری شجاع و بی‎باک بود، هیچوقت در برابر دشمن سرفرود نمی‎آورد، از زمانی که مبازره علیه رژیم پادشاهی و جمهوری اسلامی را آغاز کرده بود، با شهامتی بـی‎بدیل‎ پای به میدان مبارزه‎ی سیاسی نهاد و در دشوارترین شرایط نیز لحظه‎ای از مبارزه دست نکشید. انسانی سیاستمدار، آگاه، دانا و اندیشمندی به معنای کلمه بود، در کنار آن نیز معتقد به مبارزه‎ی مسلحانه برای احقاق حقوق ملت کرد در هر یک از بخشهای کردستان، بخصوص در کردستان ایران بود، زیرا بر این اعتقاد بود که رژیم‎های دیکتاتوری حاکم بر کردستان با نقض حقوق و آزادی‎های ملت کرد، این شیوه‎ی مبارزه را بر ملت ما تحمیل کرده‎اند.رسیدگی به امورات کادرها و پیشمرگها و اطلاع از چگونگی شرایط زندگی ایشان نکته‎ی مهمی در مدیریت بود که در نزد دکتر شهید اهمیت خاص خود را داشت. ایشان به صورت مستمر چگونگی احوال ظاهری و درونی پیشمرگان را مورد توجه و دقت نظر قرار می‎داد و در جلسات انتقاد و پیشنهاد پیشمرگان شرکت می‎کرد، ایشان براین اعتقاد بود که رسیدگی و توجه به امورات کادرها و پیشمرگان یکی از وظایف مدیران حزبی است. می‎فرمودند لازم است این اطمینان خاطر را به خانواده‎های کادر و پیشمرگ بدهیم تا با خیال آسوده در مبارزه‎اشان مستدام و ثابت‎قدم باشند.