
دوشنبه
دیدارهای دبیركل حزب دمكرات در حاشیه بیستوسومین كنگره انترناسیونال سوسیالیست

دیدار دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران با مسئول کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو
متن پیام رفیق مبارز، آقای مصطفی هجری به بیستوسومین کنگرهی انترناسیونال سوسیالیست

آقای رئیس!
حضار محترم!
برایم مایهی بسی مباهات است که در حضور شما دربارهی نوعی از دمکراسی سخن به میان آورم که اختلاف میان ملیتها را مرتفع میسازد و میانشان برادری و زندگی مشترک و مدرن برقرار میسازد. ملت ما، ملت کرد که به طور کلی بزرگترین ملت بدون دولت و تحت ستم خاورمیانه محسوب میشود، طی دو قرن گذشته در راستای تأمین دمکراسی و حقوق ملی خویش، علیه دیکتاتوری به مبارزه برخاسته است. در راستای این هدف، خانه و کاشانهامان به آتش کشیده شده، مردممان قتل عام شده و از ابتداییترین حقوق بشری که حق تحصیل به زبان مادری میباشد، محروم شدهایم.به منظور ارائهی توضیحات بیشتر در این باره، اجازه میخواهم در مورد چگونگی رفتار و رویکرد حکومت جمهوری اسلامی ایران در قبال ملت کرد در کردستان ایران، که فعالیت سیاسی حزب ما مربوط بدان منطقه است، بحث نمایم:از روزهای اوایل روی کار آمدن آن رژیم، حزب ما، حزب دمکرات کردستان ایران با همکاری مجموعهای از دیگر احزاب سیاسی کردستانی، به منظور یافتن راهحل مسالمتآمیز مسئلهی کرد در آن کشور، به حکومت پیشنهاد مذاکره داد، اما آنها در پاسخ، پس از یک سال فرصتسوزی و هنگامی که ارتش متفرق خود را دوباره سازماندهی کردند، احزاب سیاسی کردستان را غیرقانونی اعلام نمودند، به کردستان یورش بردند و حتی خمینی، علیه ملت کرد فتوای جهاد صادر نمود. این وضعیت در کردستان، هنوز هم ادامه دارد. در این مدت، هزاران تن از مبارزین کرد، بهویژه مبارزین حزب دمکرات کردستان ایران در داخل کشور و خارج از کشور جانشان را از دست داده و یا ترور شدهاند که دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر صادق شرفکندی، دو دبیرکل حزب نیز در این لیست جنایت و ددمنشی جای میگیرند.نیروهای رژیم، هماکنون به مثابهی منطقهای تحت اشغال با کردستان و مردمش رفتار میکنند. سیاست رژیم جمهوری اسلامی بر این مبنا استوار است که از طریق قوهی قهریه و قلعوقمع، خواست دمکراسی و حقوق ملی آن ملت را محو نماید، زیرا بر این باورند که گسترش هرگونه جنبش آزادیخواهی، منجر به تجزیهی ایران خواهد شد، به همین دلیل است که فعالین سیاسی ما و سایر ملیتهای ایرانی را جداییطلب خطاب میکنند و به تبع آن، اشد مجازات را برایشان در نظر میگیرند. هماکنون، دهها تن از مبارزین حزب ما در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبرند. فقط در 6 ماه اخیر، 42 نفر از مردم کرد به روشهای مختلف توسط رژیم کشته شدهاند، صدها تن به زندان افکنده شدهاند، آمار جنایتهای رژیم که در این 6 ماه در کردستان مرتکب شده، در اختیار شما گذاشته شده است. آنچه که دربارهی کردستان به اختصار اظهار داشتم، فقط اشارهای نمونهوار بود و وضعیت سایر ملیتهای ایران با کمی تفاوت بر همین منوال است. حضار گرامی!اجرای چنین سیاستی طی 30 سال گذشته، موجب گسترش روزافزون مبارزات مردم در برابر رژیم شده است و رژیم نیز هر روزه بر شدت و شقاوت سرکوبهایش میافزاید.به نحوی که رژیم در حال حاضر، مبارزات زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان و سایر اقشار و طبقات جامعه که تنها برای احقاق حقوق صنفی خویش مبارزه میکنند را به شدت سرکوب میکند.حزب دمکرات کردستان ایران که تجربهی بیش از 60 سال مبارزه علیه دیکتاتوری و در راستای تأمین دمکراسی در ایران را در کارنامهی خود دارد، بر این باور است که تنها راه زندگی مسالمتآمیز ملیتهای گوناگون در کشوری کثیرالملله به مانند ایران، تأمین کلیهی حقوق دمکراتیک و ملی آنها میباشد، این مهم هم تنها از طریق نظامی دمکراتیک و فدرال در ایران متحقق خواهد شد که هر ملتی در منطقهی خود، از حاکمیت محلی در مورد ادارهی امور خود برخوردار باشد و بنابر قانون نیز، در ادارهی امور کلی کشور مشارکت نماید. در راستای متحقق نمودن این خواست، حزب ما با همکاری 15 حزب و سازمان دیگر متشکل از همهی ملیتهای ایران، جبههای را تحت عنوان کنگرهی ملیتهای ایران فدرال" تشکیل داده است و با همدیگر همکاری میکنند. رفقای گرامی!چنانچه تغییر حکومت جمهوری اسلامی ایران به حکومتی دمکراتیک، خواست همهی ملیتهای ایران و جامعهی بینالمللی باشد، فعالیت در این راستا مستلزم همکاری همهجانبه است. اما متأسفانه، آزادیخواهان ایران در این میدان تنها هستند، آنها احتمالاً قادر نباشند برای مدتی طولانی در برابر قلعوقمع و سرکوب ددمنشانهی رژیم مقاومت کنند و این خطر احساس میشود که در نهایت از مبارزه نومید گردند. این در حالیست که صدای اعتراض جامعهی بینالمللی علیه ایران، بیشتر به تلاش رژیم برای غنیسازی اورانیوم به منظور دستیابی به سلاح هستهای و تهدید رژیم نسبت به کشورهای منطقه محدود شده است.پرسش ما در اینجا اینست که، در صورتی که رژیم از غنیسازی اورانیوم منصرف شود و کشورهای منطقه را مورد تهدید خود قرار ندهد، آیا جامعهی بینالمللی از رژیم رضایت حاصل خواهد کرد و رژیم را مساعدت خواهد نمود؟، در چنین وضعیتی، دست ایران در سرکوب و ظلم رواداشتن نسبت به آزادیخواهان و ملیتهای ایران بازتر خواهد شد و به طرزی بیباکانه آنها را کشته و سرکوب خواهد کرد. جمهوری اسلامی در راستای گسترش ترور، بیثباتی در منطقه و استقرار دیکتاتوری مذهبی مشابه خود در سایر کشورهای جهان، کلیهی تواناییهای مادی و مذهبی خود را به کار گرفته است، به حکومتها و گروههای بنیادگرا در منطقه بیشترین کمک را میکند، همگی آنها با همدیگر و تحت رهبری و یاریرسانی ایران، در برابر پیشبرد دمکراسی و ثبات در منطقه مانع بزرگی را ایجاد کردهاند و تاکنون به موفقیت نیز رسیدهاند.حکومتها و سازمانهای دمکراتیک کشورهای جهان در مقابل این جبههی نیرومند و مخاطرهآمیز و در راستای قدرت گرفتن دمکراسی، از بینبردن موانع موجود و حمایت از نیروهای دمکراسیخواه ایران و منطقه چه اقدماتی را به انجام رساندهاند؟ما امیدوار هستیم که تا فرصتها بیش از این به هدر نرفته و مخاطرات رژیم جمهوری اسلامی ایران فزونی بیشتری نیافتهاند، برای این مورد چالشبرانگیز که به طرز روزافزونی گسترش مییابد و نیرو میگیرد، راهحل مناسبی در نظر گرفته شود.
حزب دمکرات کردستان ایران
دبیرکل مصطفی هجری
زندگینامه مصطفی هجری
تاریخ تولد: 1945
محل تولد: نقده
میزان تحصیلات: لیسانسن ادبیات فارسی، دانشگاه تهران
زبانها: کردی، فارسی، انگلیسی، ترکی آذری
تاریخ پیوستن به حزب: ١٣٥٨ (١٩٧٩)
تاریخ انتخاب به عضویت کمیته مرکزی: ١٣٥٨(١٩٧٩)
تاریخ انتخاب به عضویت دفتر سیاسی: ١٣٥٩ (١٩٨٠)
مسئولیتها:
عضو کمیته مرکزی / مسئول رادیو صدای کردستان ایران (١٣٥٩ هجری)
عضو دفتر سیاسی / مسئول کمیسیون مال (١٣٥٩ تا ١٣٦٤)
عضو کمیته مرکزی / مسئول منطقه آژوان (١٣٦٤)
عضو کمیته مرکزی / مسئول دانشکده حزبی (١٣٦٦)
عضو دفتر سیاسی / مسئول کمیسیون سیاسی – نظامی (١٣٦٧ تا ١٣٧١)
جانشین دبیرکل/ مسئول کمیسیون سیاسی – نظامی (١٣٦٨ تا ١٣٧١)
دبیر کل (١٣٧١ تا ١٣٧٤)
جانشین دبیرکل / مسئول کمیسیون انتشارات ( ١٣٧٤ تا ١٣٧٩)
عضو دفتر سیاسی / مسئول کمیسیون سیاسی – نظامی (١٣٧٩ تا ١٣٨٣)
دبیر کل (١٣٨٣)
بیانیهی پایانی پلنوم پنجم کمیته مرکزی حدکا
نگذاریم حکومت گلزار (گورستان) خاوران را تخریب کند

یکشنبه
مدیریت دکتر قاسملو در حزب دمکرات کردستان ایران
قاسملو به چهارچوب و قالبی خاص محدود نمیشد، بلکه برای هر کاری بنابر اصول مدیریتی، تمامی ابعادش را مدنظر قر
ار میداد و تصمیم متناسب با زمان و مکان را تدوین میکرد. در این سالهای پس از شهادت دکتر قاسملو، گفتار و مقالات بسیار و با زوایای دید مختلف دربارهی دکتر قاسملو منتشر شدهاست، اما کمتر به مدیریت و مسئولیت وی در امور حزبی پرداخته شده است.در بسیاری از مقالات و موضوعات از سیر روبهرشد حزب دمکرات کردستان ایران در کنگرهی سوم حزب و برنامه و اساسنامهی درخور و پر محتوی متناسب با زمان آن بحث شدهاست که طرح آن برگرفته از قلم توانای دکتر قاسملو میباشد. زمانی که دکتر قاسملو دبیرکلی حزب را برعهده میگیرد زمانی است که با کولهباری از معرفت علمی و آکادمیک و تجربهی سیاسی، اجتماعی و انقلابی پای به میدان سیاست در خاورمیانه میگذارد، زمانی که مسئله کرد یکی از آن مشکلاتی بوده که میبایست در دستور کار قرار گرفته و وجود حزبی امروزی و رهبریی توانمند و طراح و صاحب برنامه ضرورت داشته است. برای اینکه بهتر بتوانیم نقش دکتر قاسملو را در زمینهی مدیریت بازخوانی نماییم اشاره به اصول کلی مدیریت نموده و برای هریک از این اصول، نقش دکتر قاسملو را در عرصهی مدیریتی حزب دمکرات کردستان ایران میسنجیم. دکتر قاسملو در بحث مدیریت میگوید: "شیوهی مدیریت به طور کلی در حزب ما براساس ارتباطی زنده گذاشته شدهاست، راهنمایی و سپس اقناع. مسئول حزبی بایستی رهنمودها و تصمیمات را در بخشنامهها اعلام نماید، بایستی رابطهای فعال و زنده با افراد خویش داشتهباشد، تفسیر نماید و خستگی ناپذیر باشد تا آن وقت که طرف مقابلش را به قناعت برساند." با اینکه مدیریت اشکال مختلفی دارد، هر شکل آن نسبت به وضعیت خاص موجودش برنامهریزی خود را میطلبد، برای مثال مدیریت در کاری نظامی با مدیریت اداری متفاوت است اما مشارکت در مدیریت را در مواردی که دکتر قاسملو بالشخصه در بحث مدیریت از آن سخن گفته است مورد بحث قرار میدهیم.سبک مدیریت دکتر قاسملو، تلفیقی از مدیریت اداری و نظامی به صورت توامان بود که در نوع خودش خلاقیتی نوین بود و از اندیشه دکتر نشات میگرفت. از سوی بخش اعظم کادرها و پیشمرگان حزب، امورات اداری همچون رادیو، انتشارات و امور مالی و روابط خارج از حزب را بردوش داشتند، این وضعیت در حالی بود که هر دو بخش اداری و سیاسی ـ نظامی حزب به طور همیشگی و به علت حملات رژیم علیه مناطق کردستان در حال جابجایی بودند، بدین جهت ضرورت داشت که نخستین مرحله مدیریت به درستی اجرا گردد که عبارت بود از طرح کار مدیریتی جهت هماهنگی میان آن بخشها و چگونگی مشخص کردن وظایف آنان، بخصوص هماهنگ نمودن شاخهی نظامی حزب با شاخهی تشکیلاتی و سیاسی در وضعیت آشفتهی مبارزهی مسلحانهی آن وقت، پیاده کردن طرحی منظم و اصولی جهت هماهنگی این دو بخش حزب و پیادهنمودن برنامهی فعالیت هر یک از آنها و هماهنگی نطامندشان با یکدیگر دکتر قاسملو براین اعتقاد بود که انسان باید وقتشناس باشد و وقتشناسی بخشی از شخصیت انسان است و پیادهنمودن طرح و برنامه بیشتر در صحنهی عملکرد روزانه است که نتیجهی خویش را به منصهی ظهور میرساند. ایشان برای پیادهنمودن هر برنامهای، زمان و مکان و امکانات و احتیاجاتش را مدنظر قرار میداد. اصلیترین نکته نزد دکتر قاسملو، اصل شفافیت در کار بود، طرحها روشن و مشخص بود و در برنامههای کاری وظایف فرد و جمع به وضوح مشخص بود. موردی دیگر در مدیریت شهید دکتر قاسملو، کنترل و نظارت بود برای اینکه بداند مسئولیتی را که به همراهانش سپرده است، چگونه اجرا شدهاست یا اینکه در چه مرحلهای از پیشرفت قرار دارد.دکتر قاسملو مدیری دمکرات بود دمکراسی درون تشکیلاتی نزد دکتر قاسملو بسیار قابل توجه بود، ایشان تا بدان حد دمکرات بود و به دمکراسی حزبی بها میداد که گاهاً باعث بـینظمی میشد، اگر کسی از وی انتقادی مینمود که دمکراسی بیش از حد اعمال شدهاست میگفت که دمکراسی بها دارد باید هزینهی دمکراسی را پرداخت وگرنه دمکرات نیستیم. میتوان اشاره به کنگرهی هشتم حزب نمود، آن گروهی که در کنگرهی هشتم برای نخستین بار حزب را ترک کردند از زمرهی کسانی بودندکه در برهم زدن نظم و دیسپلین و نافرمانی به حقیقت دست بالایی داشتند. در بحبوحهی کنگره و پس از آن نیز از دمکرات نبودن دکتر قاسملو سخن میگفتند. میگفتند تکرو است و حزب را در انحصار خویش دارد، پس از کنگره نیز، کنگرهی هشتم را غیردمکراتیک میدانستند زیرا به زعم آنان لیست فیکس شیوهای دمکراتیک برای انتخابات نبود و از سوی دکتر قاسملو بر کنگره تحمیل شده بود، اما بلعکس این ادعاها، آن گنگره رای اکثریت اعضای کنگره را به همراه داشت، بدین خاطر مشروعیتش جای هیچگونه شک و شبههای نیست. در اینجا اهمیت مدیریت دکتر قاسملو مبنی برتحمل افراد غیر دمکراتیک و اصرار ورزیدن بر ارزشهای دمکراتیک واضح و مشخص است، حتی زمانی که منافع حزب در معرض خطر قرار داشته است با مدیریتی عقلانیت محور و دمکراتیک مشکلات را برطرف مینماید. یکی دیگر از موارد قوت دکتر قاسملو به عنوان مدیری کارآمد و رهبری توانمند در حزب دمکرات کردستان ایران، تلاش در جهت پرورش و مهارت بخشی به همکارانش بود، ایشان عرصهی عمل را برای همکارانش فراخ میگذاشت. نسبت به توانایی مسئولیت هر شخص به او صلاحیت مدیریت توام با اختیار میداد تا بتواند ضمن انجام توانایی خلاقیت و ابتکار عمل نیز داشته باشد. تاثیرات این طرز عمل بیشتر پس از شهادت دکتر قاسملو آشکار گشت، زمانی که دکتر شرفکندی در آن اوضاع و احوال توانست وظایف آن رهبر شهید را به نحو احسن انجام دهد و ادامه دهندهی آن باشد، به طوری که تداوم و پویایی حزب ما تا به امروز مدیون آن شیوهی مدیریت است، مدیریتی که حزب دمکرات کردستان ایران بر مبنای آن شکل گرفته است، مدیریت جمعی و اصولی و دمکراتیک است که احتیاج مبرمی به هماهنگی تمامی سطوح مدیریتی آن دارد. تفکیک مدیریت حزبی انقلابی از مابقی شیوههای مدیریت در شرایط مبارزهی خونین مسلحانه نشات گرفته از اندیشههای والای این رهبر بزرگ است که در بحثی از مدیریت به ظرافت و روشنی بدان اشاره مینماید. ایشان تلفیقی از مدیریت اداری و نظامی را اساس سبکی از مدیریت حزبی در شرایط خاص مبازرهی مسلحانه قرارداد و سعی کرد شاخههای سیاسی و نظامی در شهرها و روستاهای کردستان را با هم پیوند دهد تا بتواند بر تغییر و تحولات پیرامونی تاثیرگذار باشد و روند روبهرشد حزب را هموارتر و متداوم نماید. یکی دیگر از خصوصیات مدیریتی این رهبر فرزانه، تصمیمگیری در شرایط دشوار و حساس بود. بهترین سند جهت اثبات این امر، خاتمهی جنگ میان ایران و عراق است. زمانی که تمامی کردستان نگران آن بودند که در این هنگامهای که جنگ ایران و عراق خاتمه یافتهاست روند مبارزه و آینده جنبش ملت کرد و حزب دمکرات کردستان ایران که در آن عصر به عنوان یگانه چابک سوار میدان مبارزه در عرصه مانده بود، به چه سمتی سیر خواهد کرد و رهبری چگونه مکانیسمی جهت گذار از این مرحله برمیگزیند. در پلونومی که در ارتباط با خاتمهیافتن جنگ ایران و عراق تشکیل گردید ضمن بحث نمودن از بدترین حالت نسبت به حزب ما و آخرین تصمیمات مربوط به آیندهی حزب و ملت کرد، راهکارهای مناسب و جوانب مختلف مسئله را تحلیل نمود و فرمود: " جنگ ما همراه با جنگ ایران و عراق آغاز نشدهاست و با خاتمهی جنگ آنان نیز مبازرهی ما پایان نمیپذیرد. جنگ ما، جنگی مشروع است، مبازره برای آزادی ملتی استثمار شده میباشد، در حالی که جنگ آنان، جنگی غیرمشروع است. جنگ نامشروع هیچ حاصلی برای ملت به دنبال نخواهد داشت. ما باید با پشتیبانی مردم کردستان خودمان را برای سختترین شرایط آمادهسازیم. حتی شخص خودم اولین کسی خواهم بود که به همراه پیشمرگان به میدان مبارزه خواهم رفت، وظیفهی ما ادامهدادن به مبازره در کردستان تا دستیابی به اهدافمان است و وظیفهی رهبری است که مکانیسم درخور شرایط خاص را مشخص نماید. ادامه دادن به مبارزه جهت دستیابی به استراتژی اتخاذ شده، در شرایط کنونی مسئولیتی حساس را بر عهدهی اعضای کمیتهی مرکزی میگذارد". دکتر قاسملو مدیری شجاع و بیباک بود، هیچوقت در برابر دشمن سرفرود نمیآورد، از زمانی که مبازره علیه رژیم پادشاهی و جمهوری اسلامی را آغاز کرده بود، با شهامتی بـیبدیل پای به میدان مبارزهی سیاسی نهاد و در دشوارترین شرایط نیز لحظهای از مبارزه دست نکشید. انسانی سیاستمدار، آگاه، دانا و اندیشمندی به معنای کلمه بود، در کنار آن نیز معتقد به مبارزهی مسلحانه برای احقاق حقوق ملت کرد در هر یک از بخشهای کردستان، بخصوص در کردستان ایران بود، زیرا بر این اعتقاد بود که رژیمهای دیکتاتوری حاکم بر کردستان با نقض حقوق و آزادیهای ملت کرد، این شیوهی مبارزه را بر ملت ما تحمیل کردهاند.رسیدگی به امورات کادرها و پیشمرگها و اطلاع از چگونگی شرایط زندگی ایشان نکتهی مهمی در مدیریت بود که در نزد دکتر شهید اهمیت خاص خود را داشت. ایشان به صورت مستمر چگونگی احوال ظاهری و درونی پیشمرگان را مورد توجه و دقت نظر قرار میداد و در جلسات انتقاد و پیشنهاد پیشمرگان شرکت میکرد، ایشان براین اعتقاد بود که رسیدگی و توجه به امورات کادرها و پیشمرگان یکی از وظایف مدیران حزبی است. میفرمودند لازم است این اطمینان خاطر را به خانوادههای کادر و پیشمرگ بدهیم تا با خیال آسوده در مبارزهاشان مستدام و ثابتقدم باشند.

